و من مستوفى و غيره را كه در خصوص تشكيل مجلس اعيان در موضوع بلشويكى چه خواهند گفت ، گفته شد و بعد صحبت در تشكيلات شد كه چه بايد كرد . بعد قرار شد عصر يكشنبه سه به غروب منزل اورنگ برويم و بلند شده به خانه ، هركدام رفتيم . من روزنامه تجدد تبريز نمره 54 را كه احمد يك قران خريده بود خوانده ، واقعا خواندنى است و همچنين بيانيه سفارت افغان در جريدهء ايران امروز و مطالب حقهبازى الفاظى مدير در [ روزنامه ] حكومت امروز . بعد خوابيديم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 29 رمضان . - نزديك ظهر از خواب بيدار شده ، امروز هم روزه نبودم ، ناهار خورده ، قرآن خود را ختم نموده ، بعد عصر بيرون آمده به خانهء شيخ حسن خان رفته ، قدرى صحبت ، بعد بيرون آمده ، يك بيل نو با دسته هشت هزار خريده ، مقارن غروب به خانه آمده ، آب مىآمد ، من و بتول بقيه باغچهها را پر كرده چايى و شام خورده ، يك و نيم از شب بيرون آمده ، شش سير زولبيا خريده ، احمد هم رسيد ، به او دادم بياورد خانه ، دو هزار هم به دو فراش پست كه آنجا ايستاده بودند دادم .
پيغام انگليسىها به حاج آقا نور الله
بعد عين الممالك را در خانهاش ديده ، صحبت كرد كه شاهزاده مبشر السلطان تازه از اصفهان آمده ، نقل مىكرد كه قونسول انگليس به حاج آقا نور الله پيغام داده بود كه در انتخابات اگر مداخله نمايى شما را با قشون هندى كه اينجا هستند گرفته ، تبعيد به هند مىنمايم و بايد حاج سيد حبيب الله امين التجار اصفهانى انتخاب شود . بعد به خانهء حاج شيخ محمد حسين استرآبادى برحسب وعده رفتم . حاج نظم السلطنه و حكيم الملك و خلخالى ، بعد فطن الملك و بقاء الملك هم بوده و آقا سيد جليل هم آمد .
مناقشه با خلخالى
كمكم صحبت بين من و خلخالى درگرفت كه من اطمينان به اشخاصى كه در دواير دولتى كار مىكنند ندارم كه بتوانند براى ملت كار و با مفاسد اعمال دولت طرف شوند ، چون ارتزاق از آنها مىكنند و روحشان هم بسته به معاش است .