تشابه بلشويكها و انگليسىها
سهشنبه 27 رمضان . - ناهار از خواب بلند شده قدرى شامىكباب و نان و پنير و خيار و چايى با بچهها خورده به حمام رفته سركيسه نمودم ، بعد بيرون آمده مشغول تحرير و قرآن . سه به غروب بيرون آمده ، سر چهار راه اميريه عميد السلطنه گويا از خانهء وثوق الدوله سوار درشكه مىآمد . مرا به تعارف سوار ، و گفت مىآمدم شما را ببينم . گفت پنجاه هزار مارك وثوق الدوله به توسط نصرت الدوله حواله به مهاجرين در برلن و ده هزار آن را تخصيص براى مساوات و تلگراف مفصلى هم از مسكو به دولت ايران رسيده كه تمام قشون خود را بلشويكى از اطراف ايران خارج مىنمايد و با ايران همه قسم روابط حسنه دارد . من گفتم با بودن معاهده و وثوق الدوله و تحت الحمايگى ما ايرانىها ، اگر چنين باشد پس من بالكليه با بلشويكى دشمن مىشوم . كه آنها هم مثل انگليسىها هستند . قدرى خنديديم و باطنا اوقات عميد شايد تلخ بود .
بعد من در حسنآباد پياده شده ، او رفت .
به دكان آقا سيد جواد كوزهگر رفته قدرى صحبت ، مرامنامه را به او دادم . بعد برحسب وعده يك به غروب به خانهء حاج شيخ محمد حسين استرآبادى رفته ، حكيم الملك و حاج نظم السلطنه آنجا بودند بعد اديب السلطنه و بقاء الملك هم آمده كمكم صحبت به ميان آمد و اوقاتم تلخ شد كه با عناصرى كه از مجراى دولتى ارتزاق مىكنند و علاقهمندى معاش به آنجا دارند محال است بتوانند با اشخاص ملى كمك ، عليه مفاسد دولت داخل شوند و من هركس كه داخل به جريان دولتى باشد اگر بگويد من طرفدار ملى هستم او را دروغگو و خيانتكار به ملت مىدانم ، چه كه دولت محال است او را در ادارات راه بدهد . بالاخره به اسم اينكه وقت افطار [ است ] و اوقاتها تلخ ، مطلب درز گرفته شد و قرار شد شب جمعه غره [ ماه ] يك از شب ، خانهء حاج شيخ محمد حسين مجددا بياييم و فطن و خلخالى و كسورات آنها هم بيايند ، صحبت نمائيم . بعد آقايان رفته ، مرا و آقا سيد جليل هم [ كه ] آمده بود ، حاج شيخ نگاه داشت . و اول افطار شام حاضرى من خوردم و آقايان اظهار داشتند كه من به آنها ، پسفردا شب سختگيرى ننمايم ، بلكه بتوان تشكيلاتى درست نمود كه به قوهء عموم ايجاد شود . بعد آقا شيخ محمد حسين اظهار داشت پارسال آقايان فرقهاى به اسم اصلاحطلبان با