تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1427

مساهمون:

ص١٤٢٧
نمىگذارد ما كار بكنيم و ما را متفرق مىنمايد . و خيلى تحريك از فرخى كه تو از فلان كمره‌اى مىخورى و مطيع او شده‌اى و هرچه بگويد اطاعت مىكنى . او آدم جمعيتى و سياسى نيست . فرخى دفاع مىكرد ، تا بالاخره قرار شد مرا بىخبر به خانهء فرخى دعوت جمعه گذشته را نمودند و تفصيل دعوت آن روز و خانهء خلخالى را در روز دوشنبه همه را تعريف نمود . ضياء الواعظين گفت من گرفتار معاش خود هستم و نمىتوانم حاضر شوم ، اما قزوينى و آقا شيخ حسين گيوه‌فروش قبول نمودند بيايند . بعد ساعت سه و نيم من بلند شده به خانهء امير حشمت برحسب وعده رفته ، سالار اشرف پسر احتشام السلطنه و حاج خازن الملك و ميرزا حسين خان و امير حشمت بودند ، قدرى صحبت . سالار اشرف رفت . بعد ما شام خورده خوابيديم .

انتخاب زورى ميرزا هاشم در خراسان

چهارشنبه سلخ شعبان . - صبح در خانهء امير حشمت بيدار شده ، چايى و شير خورده ، قدى صحبت با امير و ميرزا حسين خان . بعد بلند شده به خانهء مشير اكرم رفته تا دو بعد از ظهر مشغول كتاب‌هاى آن‌ها ، من و ميرزا احمد خان بوديم . بعد رفته ناهار و چايى خورده ، قدرى دراز كشيده ، بعد بيرون آمده تا درب دكان آقا شيخ حسين گيوه‌فروش با درشكه و مشير اكرم آمده ، او رفت . من با آقا شيخ حسين برحسب وعده به خانهء آقا عبد الحكيم سبزوارى كه تازه آمده و به خيال عتبات است و تقاضا كرده بود كه من ديدن از او بنمايم رفتيم . آقا سيد عبد الغنى هم رسيد . بعد آقا عبد الحكيم به قدر دو ساعتى اوضاع انتخابات ميرزا هاشم آشتيانى را كه به زور [ در ] ايالت خراسان منتخب شده و خيلى صحبت‌هاى متفرقه . بعد نيم به غروب بلند شده بيرون آمديم . به مغازهء خلخالى آمده ، در راه به آقا سيد عبد الغنى كه شما را فردا شب جمعه دوم رمضان ، دو از شب رفقا به خانهء من مىآيند و شما را هم انتخاب براى آمدن و صحبت نموده‌اند ، گفتم . قبول كرد . بعد تا ساعت يك از شب مغازه بوديم . محسن ميرزا هم قضاياى اطراف را بيان . بعد بلند شده به خانه آمده شام خورده ساعت پنج از شب قدرى نان ، پنير و پلو به نيت سحرى خورده و يك چايى ، بعد خوابيدم .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1427 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا