تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1407

مساهمون:

ص١٤٠٧
سالار محتشم كه به دوستى اسباب چينىها نمود و مرا به روزگار بدى انداخته و بعد قضيه عرض آقا ميرزا يحيى خان را عنوان نمود . گفتم صلاح اين است كه به روى و تنها با خودش عمل را تمام نمايى . ناهار نخورده رفت و اظهار مرا به ناهار نپذيرفت . بعد من ناهار خورده و بعد از چايى بيرون آمده ، بازار قند و چايى خريده ، آقا ميرزا صدر الدين اظهار كرد كه مهر على خان كه به دستيارى ميرزا محسن خان [ نجم‌آبادى ] متجاوز از شصت هزار تومان چپاول ماليه نهاوند و صد هزار تومان متجاوز از چپاول رعاياى آن حدود به چنگ آورده بود ، در چند ماه قبل كه قوام الدوله به طهران آمده بود او هم به طهران آمد . به اينكه دولت از تقصيرات او به همان پنجاه هزار تومان كه خواسته و بگذرد تخفيفى خواسته باشد آمد به طهران و نفهميديم چه‌طور شد ، بعد هم رفت .

اقتصاد خانگى

بعد برحسب وعده به خانهء پهلوى رفته ، منتظر بود . شام كته و خورشت قورمه‌سبزى خورده ، ترتيب اداره كردن خانه را صحبت كرد ، حظّ نمودم ؛ براى صرفه‌جويى يك چراغ سه فتيله نفتى اجاق درست نموده و تمام مأكولات را روى او مىپزند . خودش با زنش و سه اولاد و يك نوكر و ماهى صد و هشتاد تومان حقوق و در مسافرت روزى سه تومان فوق العاده و سالى پنج تومان هم به عنوان عيدى يا انعام و هر ماهى پنجاه تومان خوراك خانه و ماهى بيست تومان لباس عموم ، پانزده تومان به همشيره‌اش ، پنج تومان متفرقه كه ماهى نود تومان مخارج دارد . خودش روز خمير خانه و پر كردن سر حوض را از تلمبه به عهده گرفته ، مابقى امور به عهده عيالش و پيرمرد . در خانه به قدرى نظيف و پاك و منظم كه انسان لذت از اين اداره شدن خانه مىبرد . بعد تا ساعت چهار از شب صحبت متفرقه و محاكمه خودش با ويستادهل و غيره . بعد همان‌جا خوابيدم .

بلشويكى شدن تفليس

دوشنبه هفتم شعبان . - صبح در خانهء پهلوى از خواب بلند شده ، چايى ، شير ، نان خوب با پنير خورديم و از اول آفتاب تا دو و نيم از آفتاب صحبت و پهلوى