تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1402

مساهمون:

ص١٤٠٢
اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ *
« 1 » » يا آيهء
« بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ
« 2 » » تكفير مىكردند . تف بر اين اشباه الرجال و اين عباد ليره و دينار . بعد سيد اسد الله رفت . بعد مادر لله كه دو ساعت قبل آمده بود و قدرى به او دلدارى و اميدوارى به عادت معمول مىدادم ، اما باطنا تجديد فراش‌هاى قلبى مرا تصور حالات رژيم اين‌ها مىكرد . اتفاقا آدم آقاى مرآت الممالك يك پاكت كه در جوفش ده تومان بود آورد بابت اعانه دربار كه من به مادر بيچارهء آن مقتول مظلوم بدهم و فورا دادم . از جهت رفع مختصرى از تضييقش خوشحال شده و رفت . من هم مشغول تحرير و خود را به زور مشغول نمودن ، اول مغرب بغتتاحال نوبه و لرز مرا گرفته ، افتادم . ساعت سه و نيم از شب كمى آبگوشت سر كشيده ، مجددا افتاده ، صبح بلند شدم .

[ خاطرات ماه شعبان 1338 / ارديبهشت 1299 ]

[ امور روزانه ]

سه‌شنبه سلخ رجب يا غره شعبان . - صبح تب قطع شده بود ، دكتر فهيم السلطنه بغتتا آمد كه ديدن نموده باشد . صحبت اينكه من مساعدت نمايم كه عصمت السلطنه مقبره مرحوم معتمد الدوله كه [ در ] صومعه عارف بايزيد است تعمير و توجهى نمايد و ديگر آنكه صوم و صلوة او را بدهد و امير و ناصر را به مدرسه شبانه‌روزى ارامنه نفرستد . گفتم چون راه اروپا بسته است و مدرسه امريكايىها متوجه به عقيدهء مذهبى اطفال هستند و [ مدرسه ] سن‌لويى هم تا سه چهار ماه ديگر شبانه‌روزى را قبول نمىكنند و اين اطفال در خانه خود عصمت السلطنه مشكل است كه تمكين صرف بنمايند و يك خانهء خارج علاوه بر اينكه مستلزم مخارج فوق العاده مستقل خواهد بود ، آن‌ها خودسر و شايد محبت مادرى هم آن‌ها را جلب ، و نشود جلوگيرى نمود . شما مىتوانيد خودتان توجه اين اطفال را به ماهى پنجاه تومان بنمائيد كه بروند مدرسه و ناهار و شام و تحفظ آن‌ها را كاملا به عهده بگيريد ؟ قبول كرد . بعد مزاج و نبض مرا ديده خيلى تعجب از ضعف . و گفت زبان شما اگر بار زياد نداشت مزاج شما استعداد خوردن مسهل را ندارد و سولفات بخوريد . عصر هم براى جلوگيرى از نوبه دو نخود گنه‌گنه . بعد دكتر رفته ، من هم سولفات دوسود خورده ، بدرقهء او . تا عصر عوض ناهار هم نيم من شير متدرجا خورده ، عمل مىنمود . آقاى اردبيلى هم دو به ظهر آمده ، گفت امروز منزل فرخى بوديم ، چون شما نيامديد معلوم شد كسالت مانع شده . بعد قدرى صحبت متفرقه و دو دست شطرنج ناهار
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 54 . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 194 .