بيرون آمده به خانهء فرخى با آقا شيخ محمد حسن رشتى آمده ، مقارن مغرب آقا شيخ حسين طهرانى و فدايى آمده قدرى صحبت از جريده امروز حيات جاويد و سرمقالهء او كه تند و زننده به معاهده بود و احتمال توقيف و اينكه در نمره بعد بايد مساعدت با او نمود و اگر بشود يك عكس از حكم علما به حرمت قبول معاهده در او درج شود . بعد بيرون آمده به مغازهء خلخالى رفته ، جمعى آنجا پرويز ، افجهاى ، ميرزا على آقا يزدى ، آقا عماد ، مجله ، آقا شيخ حسن ، آقا شيخ حسين مشغول جريدهء حيات و خواندن سرمقاله و خنديدن به كاغذ من بودند .
بعد ساعت سه با احمد رو به خانه آمده شام خورده ، خوابيديم .
بلشويكها در انزلى
سهشنبه 3 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانهء آقا سيد جليل رفته برداشتمش ، پياده پشت پستخانه ، معتصم السلطنه رسيده گفت از وزارت خارجه شنيدم براوين يكشنبه غره [ ماه ] با هشتصد نفر وارد انزلى شده و قشون دنيكين هم در كمال فلاكت به انزلى آمده و شايد براوين و ميرزا كوچك خان يكى شوند و اظهار داشت كه اوضاع روحى دولتىها هم مغشوش است . بعد با آقا سيد جليل به خانهء حكيم الملك رفته ، ساعتى صحبت و اظهار داشت شنيدهام حاج معين بوشهرى سى سال ماليات ممسنى را به او دولت مىخواهد بدهد كه در ضد قرار [ داد ] اقدامى ننمايد و نيز هفتاد هزار تومان خسارت املاك آذربايجان خود را حاج امام جمعه خويى از دولت تقاضا كرده و دولت غير از مساعدت در ماليات و عوارض ديوانى املاك او ديگر چيزى ميل گذشت ندارد .
اغتشاش در آذربايجان
گفته شد نمىدانيم كه واقعيت دارد يا آنكه براى تضييع آنها اين اشتهارات مىدهند و حال آذربايجان را گفتند كه خيلى مغشوش است . خوى را اسماعيل آقا [ سميتقو ] تصرف كرده و تمام قشون دولتى را در آنجا از ميان بردهاند و به وثوق الدوله تلگراف كردهاند كه تو از عهده نگاهدارى برنمىآيى ، ما خودمان ، خودمان را نگاه مىداريم . بالاخره بعد از چايى بلند شده رفتيم به خانهء امير حشمت ، آقا ميرزا حسين خان را برداشته به خانهء عميد الممالك رفتيم . آقا