تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1348

مساهمون:

ص١٣٤٨
پرسيدم . گفت خيانت ادارى نكرده ، و ليكن از چندين فقره مطلب كار دخل خوبى كرد منجمله بعد از رفتن نظام السلطان از بروجرد ، بودجه حكومتى كه ماهى سى هزار تومان بود به عنوان بودجه حكومتى معمول شد پرداخته شود . نصرت السلطان گودرزى با وضع چپاول و يغماگرى كه داشت و عنوان حكومت به او بود با ميرزا همايون خان معا مىخوردند و از طرف ديگر ماليه چيزى نداشت . حكم شد كه از محل تحديد ترياك داده شود و حكومت آنجا گفت به تجار آنجا كه بيائيد يك تومان باندرل ترياك بگيريد و هشت هزار بدهيد . ميرزا همايون خان سهم زيادى از باندرل كه دست خودش بود به اين ترتيب براى خودش برداشت و اين دو هزار هم براى خودش شد و مقدار كمى كه تجار قبول كردند ، آن هم ميرزا همايون خان با خودش نصف كرد كه يك قران او برد و از جاى ديگر آنكه بيست و پنج هزار تومان نصرت السلطان مطالبه حقوق از دولت مقارن حاكم شدن قوام الدوله مىنمود . قوام الدوله هم فهميد و از طهران به ميرزا همايون خان نوشت كه ندهد . ميرزا همايون خان هم جواب نداد . تا اينكه نصرت السلطان همان اوقات مرد . بعد كه قوام الدوله به بروجرد آمد ميرزا همايون خان گفت كه به نصرت السلطان پرداخته بودم و محرمانه چيزى جزئى به ورثه نصرت السلطان داده بود و سند رسيد را مثل اينكه به نصرت السلطان داده باشد دريافت كرده بود . اين دو سه چشمه مداخل فوق العاده ، پنجاه ، شصت هزار تومان مىشود . شايد مداخلى از اين مقوله غير از اين‌ها هم داشته . بعد صحبت نهاوند و چپاول ميرزا محسن نجم‌آبادى از آنجا شد . گفت مبلغ شصت و دو هزار تومان هفتصد و كسرى از صندوق ماليه نهاوند برداشته و شش هزار تومان هم از عبد المجيد نام تاجر آنجا قرض شخصى كه رجايى نام ضامن كه از ماليه پرداخته شود كه رفتم نهاوند و نتوانستم تصفيه نمايم و آن شش هزار تومان را هم از ماليه مطالبه مىكردند .

قصد اعتراض مازندرانىها

بعد نزديك غروب بيرون آمده به خانهء آقا ضياء رفته تا ساعت دو و نيم از شب مشغول صحبت و اينكه جمعى از مازندرانىها قصد دارند كه از دست ظهير الملك به حضرت عبد العظيم رفته به وثوق الدوله شاكى شوند و اگر مردم