تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1317

مساهمون:

ص١٣١٧
سلماس و غيره بيان كرد . بعد به خانهء مشير اكرم رفتم . با عصمت السلطنه و مشير اكرم تا ساعت چهار و نيم صحبت و شام خورده ، خوابيدم .

اعترافات ميرزا على اكبر ساعت‌ساز

يكشنبه دهم جمادى الاول . - صبح در خانهء مشير اكرم از خواب بيدار شده چايى خوردم و شب شروع به برف كرده ، به قدر سه گره برف آمده و مىآمد . بعد بلند شده توى برف به خانهء امير حشمت ديدن رفته كه از سمنان آمده بود ، به اندرون مرا برد . به قدر ساعتى صحبت حكومت آنجا و اوضاع را نموده ، بعد عميد الممالك وكيل سمنان را فرستاديم آمد و بيرونى رفته ، بعد ميرزا على اكبر ساعت‌ساز آمد . مشغول صحبت و اينكه از وثوق الدوله دلتنگ شده و وثوق الدوله قصد ضايع كردن تمام طبقات را دارد و قرار گذاشت كه من وكيل عربستان شوم و تقديمى وقار الملك كه هزار تومان و بعضى اشيا باشد كه وقار الملك تقديم وثوق الدوله نموده به او برسد . وقار الملك هم چهارصد تومان بيشتر نداد و خودش را در عربستان وكيل كرد و هيجده هزار تومان هم طلب موهوم خود را از دولت كه حواله سر ماليات سوخت شده به سردار ارفع گرفته بود از سردار ارفع گرفت و تقريبا صد و پنجاه هزار تومان مخارج قشون‌كشى موهوم سردار ارفع را كه براى حفظ ايران از حملات عثمانىها و در واقع براى اينكه ايرانىهاى جنوب ملحق به عثمانىها در جنگ عليه متفقين نشوند به ميرزا على اكبر چهارصد تومان دخل مىكند وثوق الدوله طرفدار داخل مىكند . وقار الملك هيجده هزار تومان طلب موهوم و وكالت دخل مىكند . سردار ارفع صد و پنجاه هزار تومان مخارج موهوم و دروغ را مىكند . انگليس از پول ايران و افراد ايران براى خود طرفدار و قشون دخل مىكند كه علاوه بر آنكه به عثمانىها ايران ملحق نشوند ، عليه متحدين هم كار بكنند .

مأموريت گيلان

بعد نقل كرد كه در بيست ماه قبل اسكات مرا خواست . به آنجا رفتم . گفت دو نفر انگليسى تو را مىخواهند ببينند . فردا با سيد ضياء كه باهم رفيق و متحد بودم رفته ، فرداى آن روز را هم سيد ضياء منزل خودش آن دو نفر انگليسى و اسكات