تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1314

مساهمون:

ص١٣١٤
و مىگفت بايد ترتيب بلشويكى را درنظر بگيريم ، چون مهمانى آمد نتوانستم نيت او را بفهمم . حال من از حرف ملك الشعرا متحيرم . . . « 1 » من به عين الممالك گفتم من به « از مسلمان حرف كفر يا از ابليس حرف اسلام » خيلى تعجب مىنمايم . چه نيرنگى است كه آقايان از مبادى عاليه خودشان تعليم گرفته‌اند ؟ من هنوز حقيقت مرام و عقايد بلشويكى را نفهميدم تا از روى عقيده حرفى بزنم . الان به جهت شدت ظلمى كه انگليسىها به ما معمول مىدارند ما لا لحب على بل لبغض معاويه تمجيد از بلشويكى مىكنيم . من كه متحيرم از دسايس . بعد به خانه آمده با بچه‌ها قدرى دم‌پخت و حاضرى خورده خوابيديم .

اخلاق لنين

جمعه 8 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى ، فتح الله از خلخالى يك من و 25 سير گوشت قرض آورد كه بعدها من هم گوسفندى كشته عوض بدهم . بعد بلند شده به خانه طباطبايى همدانى رفته ، قدرى صحبت ، او را برداشته به خانهء آقا ميرزا سليمان خان به ديدن روح الله خان رفتم . آقاى نجات هم بودند ، ديدن شد . قدرى صحبت . نجات گفت من جليل الملك را مىبينم و مىگويم وثوق الدوله را در خصوص مهاجرين برلن ديده كه قرارى براى آن‌ها بگذارد . بعد سراج الدوله نامى آمد و تنقيد لنين را كه جواهرات و احجار كريمه ، الماس و غيره را خرد مىكند و به دريا مىريزد . من قدرى تنقيد از عقيده سراج كردم .

وكلاى بدون مجلس

بعد از ساعتى بلند شده گفتم كه دوشنبه را به منزل دكتر مىآيم . بعد با طباطبايى همدانى صحبت‌كنان به خانهء ناظم التجار كرمانى رفته ، نبود . رو به خانه مىآمديم آقا ميرزا محمود اصفهانى رسيد . قدرى صحبت . بعد رد شده آقا سيد يعقوب ، ضياء الادبا ، قوام العلما و دكتر مهدى خان رسيدند . با آن‌ها هم قدرى صحبت . بعد آن‌ها رفته ، مرآت الممالك از خانهء من مراجعت مىكرد . با او تنها در خيابان اميريه گردش و صحبت كرده كه مصدق السلطنه رمزا تلگراف كرده بود كه اروپا
هامش
( 1 ) . نقطه‌چين در اصل .