ژاندارمرىهاى تحديد كمره و ريختن به خانه ناظم الرعايا نوشته و كاغذهاى آنها كه از كمره به وزرا رسيده بود ، آنها را هم توى پاكت حاج امين التجار گذاشته كه خودش بخواند و اصلاح فورى بنمايد . تا يك به ظهر خانه مانده ، بعد بيرون آمده پاكت امين التجار را به صندوق پست انداخته ، به خانهء اكبر آقا رفته ، آقا ميرزا عباسقلى خان هم مدعو [ بود ] و آمد . پاى بخارى نشسته كشمش و آجيل ولايتى خورده ، بعد ناهار حليم خانهپزى بسيار عالى با قند و دارچين كوبيده و روغن داغ كرده ، مرباى بالنگ و شيرهء ملاير ، پنير و سبزى بسيار لذيذى اكبر آقا و برادر و خواهرزادهاش و يك نفر اقوامش با آقا ميرزا عباسقلى خان و من خورده . بعد چايى . باران هم مىباريد . دو بعد از ظهر هم باران مىآمد و هم تنهايى بتول در خانه ، بلند شده ميان باران خانه آمده ، بتول تنها مشغول مطالعه و درسش بود . بعد باهم بوديم تا اول مغرب كه ننه اسماعيل آمد .
بعد يمين الملك آمده ، صحبت مطالبه بنچاق سالور را از امير مفخم و جواب او ، و صحبت خيال خريد ضياءآباد و عبد اللهآباد ؛ دهات جهانيان ، متصل به سالور را و انصرافش از خريد ، تا ساعت دو از شب صحبت مىكرد . بعد بلند شده باران هم به شدت باريده بود و رفت . چند دقيقه بعد مراجعت و اظهار داشت توى چاله و گلها افتاده گالشام گم شده . چراغ فانوسى براى او تهيه نموده ، برداشته و رفت . بعد ساعت سه و نيم از شب احمد آمده شام عموما خورده ، باران هم مىآمد ، بعد خوابيديم .
[ امور روزانه ]
دوشنبه 27 ربيع الثانى . - صبح بلند شده معلوم بود كه باران ديشب خيلى تا صبح مىآمده و باز هم بارانى بود . احمد و بتول بعد از چايى به مدرسه رفته ، بتول گفت من هم به جهت بودن باران ، ناهار به خانه نمىآيم و اشتها ندارم . من هم زير كرسى به كتاب مشغول . ناهار و بعد چايى خورده ، عصر هم بتول و احمد آمده ، شام آش گندم سماقدار و ساده عموما خورده خوابيديم .
احمد هم كه [ جريدهء ] رعد آورده بود خبر انتخاب شدن مسيو دشانل به رياست جمهورى فرانسه و رياست مجلس دار الشورا آرزوى انتخاب رياست جمهورى به دل كلمانسو ماند . اما بعد از عدم انتخاب مقام رياست جمهورى مقام غيرقابلى براى كلمانسو شده بود .