تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1296

مساهمون:

ص١٢٩٦
فردا شب اول مغرب بيايد منزل شما . گفتم علاوه بر اينكه دعوت به جايى دارم آقا سيد جليل هم نيست ، كه من ميل داشتم [ او هم باشد ] بگذاريد هفتهء ديگر . ايشان هم قبول [ كرد ] كه به متين الدوله بگويد كه خبر بدهد . بعد آنجا چايى و بلند شده سوار واگون و به سفارت امريك رفته ، كاغذ خود را داده از دفتردار رسيد را گرفته ، مراجعت و به خانهء آقا سيد فاضل كاشى به ديدن آيت الله‌زاده رفته ، آيت الله‌زاده نبود ، با آقا سيد فاضل قدرى صحبت و تنقيد از طرفداران مجمع اتفاق ملل نموده ، قرار شد وقتى همديگر را ديده قدرى صحبت نمائيم .

سست‌عنصرى ميرزا طاهر تنكابنى

بعد بلند شده آقا شيخ عبد العلى را نزديك خانه‌اش ديده ، صحبت‌كنان تا درب مغازهء خلخالى و اينكه آقا ميرزا طاهر جزو طرفداران مجمع اتفاق ملل شده و آدم سست‌عنصر ، و هرجا دعوتش نمايند فورا اجابت و عضو مىشود . مثل اينكه سوسيال دمكرات شده ، جزو كميتهء تشكيليون ، جزو هرجا . بعد فرخى رسيد و از من و مجله تقاضا نمود برويم منزلش . صبا رسيد و صحبت نمود . حبيب المجاهدين رسيد و گفت مرا دعوت به شوراى عالى كرده‌اند ، بروم يا خير ؟ گفتم برويد ، ضررى براى شما ندارد . آقا ضياء رسيد گفت شب ساعت دو فرخى مىآيد منزل ما ، شما هم بيائيد . قبول نمودم . بعد به خانهء فرخى رفته تا ساعت دو صحبت ، مجله نيامد . فرخى گفت امشب تا ساعت دو خانهء آقا يحيى دعوت داشتم و موقع گذشته ، برويم حالا منزل آقا ضيا . گفتم وقت گذشته و من نمىآيم . گفت من هم نمىروم . بعد بلند شده به خانه آمده ، شام خوردم . پاكت‌هايى از كمره رسيد كه ناظم الرعايا نوشته بود ژاندارم‌ها ريخته و از طرف اداره تحديد ، خانهء مرا غارت و يك طفل سقط شده ، بعد خوابيديم .

چپاولگرى ژاندارم‌ها در كمره

يكشنبه 26 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى ، احمد گفت من امروز با بعضى از شاگرد مدرسه‌اىها مىرويم دولاب به شكار . گفتم شما امروز مهمان اكبر آقا كه من هم دعوت شده‌ام [ هستى ] . گفت من وعده بيرون را نمودم . او رفت به شكار . بعد من هم كاغذى به حاج امين التجار اصفهانى در خصوص تعدى و چپاول
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1296 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا