تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1291

مساهمون:

ص١٢٩١
برنج اعلاى قديم يك من دو ريال بود يافت نمىشود . يك نمره برنج بسيار بد متعفن كه ابدا پخته نمىشود ، من ايران دو تومان . نان خيلى بد هشت قران . زغال يك تومان ، به قدرى قحطى و گرانى ، اعرابى كه سابقا پول‌ها مىگرفتند و طرفدار مىشدند حال به بهانه‌ها كه ديشب شتردار تو گريخته و صدا كرده بايد فلان قدر ليره بدهى . تا بخواهد التماس نمايد فلان قدر اضافه اتومبيل‌ها در بغداد حركت مىكند و مسلمين را زير خود مىكشد ابدا محل اعتنا نيست . ده نفر از محترمين نجف را در همان ميدان نجف به دار زدند . به قدرى مظالم انگليسىها زياد كه تمام طرفداران سابق مثل سگ پشيمان شده‌اند و حالا ديگر نفس نمىتوانند بكشند . ساعت سه بعد از خواندن يك نفر روضه‌خوان بلند شده به خانه آمده ، جمال و سيد احمد شهريارى و عزت خانم هم بودند ، شام دم‌پخت و حاضرى خورده ، بعد خوابيديم .

روضه‌خوانى بر ضد قرارداد

جمعه 17 ربيع الثانى . - صبح بلند شده برحسب وعده به خانهء آقا ضياء رفته ، آقا سيد جليل و آقاى فرخى هم رفته بودند ، چايى و شير خورده ، صحبت منتهى شد كه دستگاه روضه در دو سه جا براى ايام وفات حضرت فاطمه تهيه شود ، منجمله در مسجد خود آقا ضيا و در آنجا بلكه اظهارى در خصوص ضديت با معاهده بشود . بعد بلند شده با آقا سيد جليل صحبت‌كنان تا به خانه‌اش رفته قدرى صحبت . بعد بلند شده به خانهء عين الممالك رفته ، متين الدوله را ديده گفت زمر خيلى مشعوف از تبريك‌نامهء عيد شما به خودش بود و مىگفت نمىدانم خودم بروم يا جواب بنويسم . بعد به خانه آمده ناهار خورده ، بعد بيرون آمده به خانهء مرآت الممالك رفته ، كسالت بواسير [ داشت ] و گفت چند روزى بسترى هستم . عين الممالك و آقا سيد جليل هم آمدند . تا ساعت دو از شب آنجا چايى و انار [ خورده ] و صحبت نموديم . بعد بلند شده هركدام به خانه ، من هم به خانه آمده شام حاضرى خورده . امروز صبح هم عين الممالك و آقا شيخ محمد تقى كمره‌اى و آقا شيخ محمد على قزوينى ، و عصر هم شاهزاده محمد ولى ميرزا و آقا سيد اسد الله زنوزى و عين الممالك بازآمده بود و يك نفر بىاسم . بعد خوابيديم .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1291 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا