قدرى صحبت ، او رفت . شيخ حسن خان هم رسيد وعده خانهاش گرفت ، گفتم وقت ديگر .
دار الايتام خطيب الممالك
خطيب الممالك رسيد ما را به دار الايتام كه خودش و معدل الدوله اداره مىكنند دعوت نمود ، قبول نموديم . بعد من و آقا سيد جليل صحبتكنان رفتيم . بعد از صرف چايى به گردش . هشتصد نفر از پسرها و دخترهاى بىباعث و زنها و مردهاى عجزه و آواره از گروس و ولايات در آنجا كفالت مىكند و بچهها را از دختر و پسر تعليم و درس و مشق و مشغول به صنايع از قبيل پشم و نخريسى و جوراببافى و گيوهچينى و پارچهبافى و پيچه و سيگارپيچى مشغول نموده ، لباس و حمام و شستوشوى لباس و آشپزخانه ، همه خوب . مريضخانه خيلى تميز و حفظ الصحه و مدير صحيحه بدوا در سنهء مجاعه « 1 » به اعانت تجار آذربايجان داير شد و تجار از بارى سه هزار و پستخانه و تلگرافخانه از تمبر يك شاهى به كاغذ و كلمه يك شاهى . بعد از مجاعه هم تجار بارى يك قران و پانصد نفر اداره مىشد . بعد دولت قرار گذاشت ماهى از خودش پنج هزار تومان به اين اداره بدهد و عايدات بارى يك قران را دولت تصرف نمايد به شرط اينكه دويست و پنجاه نفر ديگر از ايتام بر عدهء پانصد نفرى افزوده شود . اگرچه ميزان هفتصد و پنجاه نفر قبول شده است اما تا هشتصد نفر هم جمعيت رسيده .
مداخل صنعتى اطفال هم براى خرد اطفال ذخيره مىشود . تا اول غروب به دار الايتام و اطاقهاى اطفال و زنانه و مردانه و آشپزخانه و كارخانهها تماشا و به محله علىحده كه مريضخانه و دار الصحت و عجزه رسيدگى نموده ، بعد به مدرسه علىحده كه در محل ديگر است رفته بعد به شهر مراجعت .
اوضاع نابسامان عتبات
نيم از شب به خانهء طباطبايى همدانى برحسب وعده رفته ، چند نفرى هم بودند .
بعد صحبت عتبات را نمود كه مسافرين جديد نقل مىكردند . قيمت اجناس
هامش
( 1 ) . سال قحطى و گرسنگى .