اصلاح بعد مقارن غروب به خانهء صمصام رفته تا ساعت يك از شب مشغول صحبت . وقار السلطنه هم آنجا آمد . بعد با وقار السلطنه اورنگ بلند شده سوار واگون ، او به خانهاش ، من هم به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
جلب همراهى
چهارشنبه 15 ربيع الثانى . - صبح بعد از چايى نجمآبادى آمده ، اظهار داشت كه ضمانتنامه خلخالى را در حق من دوساله قبول نكرديد . گفتم دوساله زياد و ضمانت غيرشرعى و وكيل مرا شيخ محمد تقى بايد ديده شود ، او را ببينيد . بعد او رفته ، من هم بلند شده به خانهء آقا سيد ابو الحسن طالقانى رفته ، مدتى مشغول صحبت از براى ضديت با قانون سجل احوال دماغش متوجه بود و اينكه در منزل يكى از هيئت تجار رفتيم ، خيلى با احتياط ما را پذيرفتند و ابدا همراهى نكردند . نوشتهجات متعدد به دولت نوشتيم ، جواب صحيح ندادند و اگر اين مطلب را پيش برديم ساير مطالب بالاتر آسان . خيلى از ضديت با معاهده عنوان كردم ، جرأت اقدام ننموده ، امّا مىگفت عامه همراه نيستند ، تنها خودمان هم مؤثر نيست . اظهار اطمينان به آقا سيد مصطفى قناتآبادى و آقا شيخ محمد حسن طالقانى كاملا داشت اما به آقا شيخ على لنكرانى و آقا شيخ محمد آقا طالقانى گفت ابدا . به آقا ضياء ابدا [ اطمينان ] نداشت . بالاخره قرار شد ساير رفقايش را ديده در اين خصوص مذاكره نمايد و فردا صبح خانهء آقا خليل آقا هم همديگر را ببينيم . بعد بلند شده مقارن ظهر دكان مشهدى محمد تقى حداد تلهموش را گرفته قدرى بوده و در راه ، خانهء جديد آقا خليل را پيدا كرده ، خواستم روبوسى نموده بروم ، بعد مفصلا فردا صبح [ او را ببينم ] كه در اندرون [ بود و ] كسالت [ داشت ] و ديدنكنندگان مشغول ناهار ، هرچه اصرار نمودند كه ناهار بخورم چون خانه منتظر داشتم نمانده به خانه آمدم . زمر قنسول آلمان هم آمده ، كارتى گذاشته و رفته بود . بعد ناهار خورده ، بعد چايى . بتول هم به مدرسه رفت .
لاشخورهاى سياسى
من هم بيرون آمده ارسى را بردم ميخ زده يك منقل حلبى خريده به منزل آمده از آنجا به خانه مشهدى مرتضى رفته ديدم دعوتى كه كرده بود براى مجلس عقد