جمع و كميسيونى انتخاب كه توضيحات از اجزاى عامله بخواهند كه چرا بدون اجازه از افراد جمعيت شورا را منحل و به چه حق اين كار را كردهاند و نيز ملك الشعرا و ميرزا على اكبر را بخواهند و محاكمه نمايند كه چرا با تدين و صدرايى ملاقات نمودهاند و نيز گفت عماد همايون را نيز به جهت شركت در قتل استوار ضميمهء ميرزا احمد خان برادر سالار فاتح و ضميمه برادر فشنگچى با دو نفر ديگر به حبس تاريك نظميه بردهاند و نيز شنيدهام خود فشنگچى را هم در تبريز حكم شده كه گرفتهاند . بعد ساعت دو از شب به خانه آمده با بچهها شام خورده ، ديوار حال خطرى را داشت و قدرى فكر اينكه اگر خراب شود در زمستان چه كنم ، بعد خوابيديم .
نصرت الدوله و پاسخ به بلندپروازىها
سهشنبه 22 ربيع الاول . - صبح احمد عقب استاد حسين بنا رفته ، بعد از آمدن چايى خورديم . بعد استاد حسين آمده ، سقف اطاق و شكافها را ديده ، قدرى اطمينان داد كه تا عيد خراب نمىشود . بعد حبيب المجاهدين برحسب وعده آمده و مشغول صحبت گرفتارى به انتريك عراق خودش و انفصال از نظميه آنجا و قدرى مذمت از بختيارىها . بعد در خصوص گرفتارى برادر فشنگچى و برادر سالار فاتح و جمعى ديگر . بعد گفت شايد مىخواهد نصرت الدوله ضايع و اينها را از بلندپروازىها بيندازد . استاد حسين رفت . بعد بتول آمد ، ناهار من و حبيب المجاهدين باهم آبگوشت لپه و سيبزمينى ، ترشى و مرباى قيسى و آب انار خورديم . بعد چايى .
ساعت يك و نيم به غروب حبيب رفته ، من هم بيرون آمده كفهاى ارسى را از كالسكهساز دم خيابان گرفته ، بعد خيابان آمده خانهء فرخى رفته ، نبود . خانهء ميرزا حسين خان صبا رفته نبود ، به پسرش ميرزا اصغر خان سفارش ، بعد به دكان آقا شيخ حسين گيوهفروش رفته ، صبا و سيد عبد الغنى و آقا سيد جواد جوكار و جمعى رسيدند . تا ساعت دو از شب صحبت . آقا سيد جواد براى شب جمعه وعده گرفت كه بروم و بمانم . عصر هم لواء الدوله ذخيره مرا ديده ، روز جمعه ناهار مرا وعده گرفت . بعد شبانه بلند شده ، توپخانه سوار واگون و به خانه آمده ، زن آقا سيد جليل هم آنجا بود . شام خورده خوابيديم .