نمودم نبود . بعد گفتم كرايهاش چند است تا بعد تتمه را به خودش بدهم . گفت مجموع وزن شش لنگه ، نود من و كرايهاش ده تومان . ده تومان را پنج اسكناس دو تومانى دادم به آدمش كه همراه حمالها بود بعد به اندرونى خالى نموديم .
شب هوا مشغول بارش . شام پلو عدس و گوشت و قيسى خورده خوابيديم .
[ امور روزانه ]
سهشنبه پانزدهم ربيع الاول . - صبح بعد از چايى ، هوا صاف ، ملوك به جهت شستن رخت آمد . بتول و احمد به مدرسه رفته ، ننه اسماعيل هم به اطاقتكانى .
من هم به تمدن الحديث جرجى زيدان . ناهار رفتم نان پختم و به خانه آورده ، ناهار خورده بعد چايى . ساعت سه به غروب رضا قلى خان برحسب وعده آمد و باهم بيرون رفته ، سوار واگون و توپخانه پياده شده به خانهء آقا على زارع در تكيه رضا قلى خان ، خانهء حاج ميرزا شفيع شيرازى كه امير الملك برادر حاج ميرزا شفيع خريده و به آقا على زارع منسوب است رفته . امير الملك و آقا على زارع هردو بودند . ديدن نموده ، بعد از ساعتى آقا ميرزا محمد حسن نامى از تجار معمم اصفهان آمد ، معرفى شد كه در اصفهان موقع رفتن فرمانفرما به شيراز محبوس روسها بود و فرمانفرما او را برد شيراز و در آنجا به حبس انگليسىها افتاد . مشغول صحبت شديم . بعد خواستم بروم ديدن بقيه وكلاى شيراز ؛ ضياء الادبا و امين الشريعه و غيره . گفتند آنها امروز جايى مهمان بوده و منزل نيستند . تا مقارن غروب آنجا بوده ، بعد بلند شده با رضا قلى تا درب شمس العماره رسيده ، او رفت .
اوراقى در مذمت انگليس
من هم فرخى را ديده ، گفت ديروز چند نفرى را كه مشغول طبع سر مقالات جرايد خارجه كه تنقيد و مذمت از سختگيرىهاى انگليس به ايران كه معاهده را به اجبار نموده بودند كه بغتتا نظميه در حين عمل به خانهء محمد باقر خان تنگستانى ريخته او و سيد مرتضى كه مباشر طبع بود با اوراق و سنگهاى مطبعه و ادوات طبع همه را برداشته به توسط پنج درشكه به نظميه بردند و پاشا خان نام برادر ميرزا هاشم خان وطن را هم به اسم اين كار گرفتند و شايد جمعى [ ديگر ] را هم بگيرند . بعد به حجرهء خلخالى رفته ، آقا ميرزا سيد على عدليه و آقا مرتضى و فتحيه هم آنجا بودند . صحبت آقا شيخ عبد العلى كه از