تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1251

مساهمون:

ص١٢٥١

حرف حساب آرى ، سوء ادبى نه

بعد در بازار يمين الملك را ديده قدرى صحبت از حصارك و اينكه مشار الملك مىخواهد ده مرا ببرد و وثوق الدوله حمايت از او مىكند و من مىخواهم بروم و با وثوق الدوله طرف بشوم تا مرا حبس و به دار زنند . گفتم از قرارى كه من شنيدم مشار الملك قصد به ده شما ندارد و شما هم در خصوص حرف حسابى به وثوق الدوله سخت بگيريد . اما سوء ادبى نكنيد . بعد گفت فردا عصرى مىآيم خانه و با شما كار دارم . گفتم ديرتر بيائيد تا من از دندان‌سازى مراجعت نمايم و رفت . دو پاكت هم يكى به بروجرد به ضياء السلطان در خصوص مساعدت به آقا موسى كه انتخاب شود و يكى به كاشان در جواب لاجوردى به پستخانه داده بودم . بعد به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان آمده قدرى صحبت . مقارن غروب آقا ميرزا احمد خان شيرازى رسيد . باهم حركت . من به خانهء شيخ حسن خان رفته ، مىخواست به شوراى عالى برود . قدرى صحبت ملاقات خودش را با وثوق الدوله شب سه‌شنبه گذشته كرد كه توسط مصيب خان و مير عشقى را هم نمودم . بعد گله شيخ حسين برادرش را نمودم . گفت حق ندارد . بعد سپردم كه جهت معنوى جلب برادر سالار فاتح و برادر حسين فشنگچى را كه صورتا به اسم ترور به استوار گرفته‌اند تحقيق نما . قبول كرد . يك از شب بيرون آمده به خانه آمده شام خورده خوابيديم .

كارهاى خانه

دوشنبه 14 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى احمد به مدرسه رفت كه از آنجا هم محلول انژكسيون از شيورين گرفته نزد احياء السلطنه انژكسيون نمايد و از آنجا دو من باقلا را از حاج شعبان گرفته بياورد . بتول هم گفت امروز تعطيل داريم و ماند . من هم در خانه چون هوا قدرى ترشح داشت ماندم و مشغول اصلاح بام‌ها و جاروى برگ‌هاى حياط و تله‌موش و تحرير شده ، ناهار خورده ، بعد چايى . بعد با بتول مشغول جابه‌جا نمودن كوزه‌هاى [ رب ] نارنج و كارهاى خانه شديم . دو به غروب شش لنگه قيسى آدم نير السلطان آورد كه خالى نمايد . بعد از خالى نمودن پرسيدم قيمتش چند است ؟ گفت جعفر قلى خان گفته است همان كرايهء از دماوند تا طهران را بدهيد . من قبول نكرده گفتم هرچه در طهران مىفروشيد . بعد قيسى را ديده ، دست‌چين نبود و ريزه و تر ، آن قسمى كه من مىخواسته و سفارش
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1251 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا