علما و قرارداد 1919
بعد اظهار كرد كه نصير السلطنه ديروز عصر برحسب حكم دولت اجازه گرفت بيايد شهر و در ظرف 24 ساعت ابدا با كسى از اشخاص ملاقات نكند و كارهايش را صورت بدهد و برود كاشان نزد پدرش و جزو تبعيدىها باشد . و نيز نقل كرد علماى طهران حكم حرمت قبول معاهده را نوشته و دادند و محرمانه است . دولت هم محرمانه آقا شيخ محمد على كاشانى فقيه صلحيه را مخارج داده كه برود عتبات و جلوگيرى از مساعدت علماى آنجا با علماى اينجا در باب معاهده بنمايد و نيز سيد على اكبر ، داماد شيخ مرتضى آشتيانى هم كه برادر مرحوم داماد آقا ميرزاى شيرازى است او را هم فرستادهاند به عتبات براى اين كار .
بعد آقا موسى رفته ، من هم يك و نيم به ظهر بيرون آمده سوار واگون و از ميدان توپخانه پياده به دكان شيخ حسين گيوهفروش رفته ، قرار شد شب پنجشنبه بروم منزلش آقا شيخ محمد على و آقا سيد عبد الغنى را هم خبر كند ، قدرى صحبت نمائيم و نيز مذاكره نموده از وكلاى جديد الورود شيراز آقا على زارع و ضياء الادبا و امين الشريعه و يك نفر ديگر كه اشخاصى نيستند كه محل اطمينان و وطنخواه باشند .
بعد از آنجا مقارن ظهر بلند شده به خانهء عصمت السلطنه رفته ، مشير اكرم ناهار منزل معتضد الملك مانده بود من هم با عصمت السلطنه و مادر خانم ناهار خورده ، بعد از ناهار چايى و قرار شد دو صبح جمعه آدم عصمت السلطنه بيايد منزل و مرا به خانهء دختر زردوز كه معتمد الدوله وكالت تلگرافى و كتبى به من داده كه او را صيغه نمايم ببرد و اجراى صيغه را بنمايم .
سه به غروب بلند شده درب دكان حاج شعبان دوازده هزار دادم كه دو من باقلا خريده ، فردا پسفردا به خانه ببرم . بعد دندانسازى استومپ رفته ، اندازه را امتحان نموده ، قرار شد عصر دوشنبه پسفردا بروم بگيرم . بعد بهسمت بازار آمده در خيابان ناظم العلماى ملايرى را ديده وعدهء شب چهارشنبه را از من گرفت كه بروم . بعد به دكان شيورين رفته دواى احمد را شيشه بلورى با سر سمباده خواست كه محلول كاكوكيلات دو سود درست نمايد و 24 هزار و ده شاهى هم ببرم بعد به دكان خلخالى آمده ، نبود . از دكان جعفر خان روغن