تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1250

مساهمون:

ص١٢٥٠
چرخ را گرفته تلمبه را هم حلبىساز وعدهء فردا را نمود . حسينعلى خان ساعت سالار محتشم را درست نموده بود اما براى اطمينان گفتم دو سه روزى نزدش بماند .

مانع موجود و مقتضى مفقود

مقارن غروب در سبزه‌ميدان معدنچى مرا ديده به قهوه‌خانه برد و اظهار داشت كه در باب تشكيلات چرا اقدامى نمىكنيد . گفتم مقتضى جمع شدن افراد دمكرات سابق و نهضت از روى اساس و مانع هم دولت حاضره است كه نهضت اساسى ما را مضر چون به حال خودش مىداند تا مانع مفقود و مقتضى موجود نشود ، گمانم اقدام مفيد نباشد . بعد بلند شده مقارن مغرب رو به خانه . ميرزا مهدى خان قزوينى رسيد باهم به خانه‌اش رفته . تا ساعت يك از شب چايى و صحبت . بعد به خانه آمده ، زير كرسى مشغول تحرير و صحبت ، بتول و احمد هم مطالعه . شام هم آبگوشت داشته خورده شد .

[ امور روزانه ]

يكشنبه 13 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى هوا سرد و احتمال باران . من و احمد بالا [ ى ] پشت‌بام اندرونى رفته ، زير ناودان كه خراب و شسته شده بود و از اطاق و بيرون آب آمده به هزار زحمت كه مبادا امروز هم باران و خرابى فوق العاده شود و بنّا هم گير نيامد ، ناودان را عوض و با گچ و كاهگل‌مالى با صعوبت تا نزديك ظهر درست كرديم تا بعد چه شود . قدرى هم پشت‌بام را بام‌غلطان زديم كه جاى ديگر كه آب چكه كرده بود شايد اصلاح شود . بعد ناهار آبگوشت و ترشى و رب انار خورده ، بعد چايى . بعد بيرون آمده خانهء شيخ حسن خان . بعد بقاء الملك ، بعد آقا شيخ محمد على قزوينى ، هيچ‌كدام ديده نشد . بعد به دكان آقا ميرزا صدر الدين رفته چايى و احوال‌پرسى . بعد به دكان آقا ميرزا ماشاء الله رفته احوال‌پرسى و گفت آقا ميرزا على آقا را من نديدم كه بگويم شش تومان به خانهء مجله برساند . شما بگوئيد . قبول نمودم . بعد مراجعت و پسر آقا سيد محمد كاشانى لاجوردى را ديده گفتم كاغذى به پدرت در جواب نوشتم و امروز پستخانه دادم . يك دستمال هم سى شاهى خريدم . بعد به دكان آقا ميرزا على آقا رفته مشغول كار بود ، گفتم مجله پيغام داده بود شش تومان به خانه‌اش برسانيد ، قبول كرد .
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1250 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا