مهمان بود و حالش بد نيست . بعد نيم از شب به حمام رفته ، تطهير و نماز را در حمام . به خانه آمدم باران قدرى تندتر شده ، كرسى را در بغل كشيده نشستم .
بتول گفت از خانهء عصمت السلطنه آمده بودند كه شما فردا صبح بيائيد آنجا با شما كار دارم . بعد شام آورده ، در اين بين آقا ميرزا ماشاء الله رسيد گفت برحسب وعده رفتم ، آقا شيخ ابو رضا قبول نكرد و گفت آقا شيخ على دو سه روز است جدا مشغول به كار است ، اگر صورت نداد آنوقت سهميهء شما از ميان نمىرود و زحمت به شما مىدهم و به ميرزا على آقا بگوئيد شش تومانى به خانه بدهد . حال من آمدم به شما بگويم . بعد اصرار كردم كه شب را بماند قبول نكرده درميان باران رفت .
بعد شام خورده خيال خرابى باران كه سقف دالان و پشتك اگر خراب شود چه بايد كرد و عمدهء شيشهها و كوزهها و آذوقهء خانه از قبيل برنج ، آرد ، روغن ، شيره ، سركه ، آبغوره و مربيات زير آوار مىماند . با خيال دست به گريبان . چه بدبختى است ، باران بيايد ، صدمه نيايد صدمه ، از وجود و عدم همهچيز در غصه و صدمه هستيم . بعد خوابيديم ، شب هم كه تا نصف شب بيدار بوديم باران مىآمد .
توصيههاى انتخاباتى
شنبه 12 ربيع الاول . - صبح بعد از خواب و چايى ، به پشتبام رفته ، باران ديشب از سقف پشتك و اطاق اندرون ريزش و جريان پيدا كرده بود . نتوانستم خودم اصلاح كنم . خواستم بنّا تهيه نمايم ممكن نشد . بعد آقاى آقا موسى پسر مرحوم آقا ريحان الله آمد و اولا اظهار ضديت خودش را با معاهده در روز عاشورا بالاى منبر خانهء خودشان نقل كرد و اظهار داشت كه بايد وكلاى شيراز و جاهاى ديگر را ديدن نمائيد كه در مجلس بلكه امضاى معاهده را نكنند و تهديد و تطميع بشوند . بعد اظهار نمود كه انتخابات بروجرد شروع شده ، چند نفرى داوطلب شده و دولت گويا اقتدار الدوله را توصيه به ضياء السلطان نموده ، سايرين هم در كارند و من طرفدار خيلى دارم . شما هم خوب است همراهى نمائيد . من متعهد شدم كه به ضياء السلطان بنويسم و همراهى از او بخواهم .