تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1245

مساهمون:

ص١٢٤٥
را كرديم ، شماها هم اگر كارى بكنيد به وظيفهء خودتان رفتار كرده‌ايد . ما هم اگر عمومى شد داخل خواهيم شد . بعد در گردش بوديم آقا عبد المطلب زنجانى رسيد . آن‌ها باهم صحبت . من هم مقارن مغرب به‌سمت خانه . در راه گوشت خريده به خانه آمدم .

شرايط دشوار براى فعاليت فرقه‌اى

بعد از ساعتى آقا شيخ محمد على رسيد . بعد هم آقا سيد عبد الغنى . در خصوص تشكيلات فرقه‌اى صحبت شد . گفتم اگر بتوانيم افراد مطمئن صالح تهيه و خبر نمائيم به شرط سرّى بودن ، و علاوه اطمينان هم بشود كه از حيث خطرات ، مركزى معتمد عليه باشد ، يعنى دولت ضديت نكند . قدرى از اين صحبت‌ها شد . بعد آن‌ها رفته ، من هم ميل كردم به منزل عين الممالك رفته ، آقا ميرزا محمد على خان هم مىخواست برود ، از وسط حياط مراجعت نمود ، سه نفرى به قدر ساعتى صحبت و چايى . بعد بلند شده به خانه آمدم . شام تاس‌كباب و دمى خوبى بود ، خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

پنجشنبه دهم ربيع الاول . - صبح بعد از چايى اكبر آقا آمد . قدرى صحبت ، بعد آقا ميرزا جعفر تنكابنى آمد . او هم مشغول صحبت و تمجيد از وثوق الدوله و اينكه من كاغذى در خصوص ارتقاى رتبهء دكتر اسماعيل خان توصيه به او نمايم . بعد از ساعتى آن‌ها رفته ، من هم بيرون آمده . در راه اعتماد الاسلام را ديده ، قدرى صحبت . قرار شد فردا صبح جمعه بيايد خانه . بعد به خانهء خلخالى رفته چايى خورده ، صحبت ارتباط جديد ملك و ساعت‌ساز با صدرايى و تدين را نمود . بعد غرابه را از خانم گرفتم ، بيرون آمدم .

جرم سياسى

غلامحسين خان كميسرى شهر نو را ديده خيلى شكوه از اوضاع روزگار و انفصال خودش به جرم جنده‌بازى . من خنديدم ، گفتم جرم تو جنده‌بازى سياسى بود . بعد گفت برادر سالار فاتح و برادر حسين فشنگچى را كه ترور [ يست ] خود اين كابينه و نصرت الدوله بوده ، آن‌ها را سه چهار شب قبل با محمد خان نام ترور [ يست ] گرفته‌اند و حال اينكه ترور [ يست ] خودشان بوده‌اند به عنوان