بعد به دكان آقا ميرزا صدر الدين رفته ببينم وارد شده يا خير . درب كاروانسرا يك نفر از شركا و رفقاى او را ديده ، گفت ديروز وارد و امروز هم خانه مانده . بعد به دكان ميرزا ماشاء الله رفته مذاكرهء برات حاج صمد را نمودم كه سه تومان باقى مانده . گفت هنوز آن پولى كه من به شما دادم به من نداده و به واسطهء رفاقت حرفى به او نزدم . بعد اظهار از حال پرويز و گرفتارى زن شيخ عبد العلى و تألمات را نموده من هم تصديق نموده ، بعد بلند شده مراجعت و در راه پنج دكمه به جهت ژاكت بتول و پنير و سبزى به جهت ناهار خريده به خانه آمده ناهار با بتول و ننه اسماعيل خورده ، بعد چايى . بعد هم مشغول خالى كردن خيك شيره و رب انار در شيشهها و كوزه شده ، بعد بيرون آمده يك شيشهء بزرگ كه سركه به خانهء خلخالى سابقا برده بودند و يك شيشهء كوچكتر آبغوره به ما داده بودند ، شيشهء آنها را خالى بردم كه شيشهء بزرگ خودمان را بگيرم .
اخبار كميته
در راه خانهء آقا سيد جليل رفتم . يكانى آنجا بود ، تختهبازى مىكردند . من كه رفتم يكانى رفت به اداره . من با اردبيلى دو دست شطرنج بازى كرده ، مذاكره نموده كه اجزاى كميته ، خاصه دكتر احمد خان با تدين و صدرايى بد شده و مىخواهند آنها را از كميته خارج نمايند . جليل الملك با تدين خيلى خوب است و او ميانه را نگاه مىدارد و حالا صدرايى و تدين خيال دارند كه ملك الشعرا و ساعتساز را به خود جلب نمايند . بعد سردار صفوت نامى وارد ، من هم خداحافظى و شيشه را به خانهء خلخالى داده كه بعد آن شيشهء خودمان را بگيرم .
بعد سه ربع به غروب از خيابان بهسمت دندانسازى استومپ رفته ، در راه آقا ميرزا صادق خان بروجردى را ديده ، صحبتكنان تا درب دندانسازى ، او رفت ، من هم به دندانسازى . قرار شد فردا صبح چهار به ظهر بروم اندازهء دندان جديد كه چينى و تازه وارد نموده است گرفته ، آنها را كه درست نمود بعد اين دندانهاى حاليه را صحيحا اصلاح نمايد كه به زودى دندانها نيفتد . بعد به سمت لالهزار رفته متين الدوله را ديده تا درب پستخانه صحبتكنان ، اكبر آقا تويسركانى رسيد . ميرزا حبيب الله خان پستخانه را ديدم ، قدرى صحبت . بعد با اكبر آقا پايين آمده از شيورين دواى حاج عباسقلى خان كمرهاى كه قبل از ظهر