خودش ميل رفتن نكرد و دو هفته غيبت نمود . حال از 15 برج جارى بيايد چاپارخانه بلكه فكرى براى او بكنم . بعد حسين آقا هم رفت .
استخلاص خلخالى
من منتظر بودم كه آقا شيخ محمد على برحسب وعده بيايد كه به ديدن سردار اسعد برويم ؛ بعد آمده باهم بيرون و به خانهء خلخالى رفتيم . امنيه گفت مرخص شده و بيرون رفته . بعد به خانهء سردار اسعد رفتيم ، نبود . از آنجا بهطرف خانهء صمصام السلطنه ، آن هم حمام رفته بود . از آنجا مراجعت در راه دكتر حسن خان و ملك الشعرا رسيدند ، قدرى صحبت . گفتم ديشب صدرايى و نجات از قرار تقرير فروهر توسط خلخالى را نمودند و امروز مرخص شد و اگر شما بگذاريد آقا شيخ حسين طهرانى در حبس بماند شما مغلوب كميته شدهايد . گفتند ما چندان آبرومند نزد وثوق الدوله نيستيم . بعد آنها رفتند .
آقا اكبر آقا و آقا شيخ محمد على طهرانى و جمعى متفرقه رسيدند .
صحبتكنان مىآمديم . درب شمس العماره آقايان رفتند . ميرزا على آقاى يزدى رسيد ، مرا با خود به رستوران برده چايى خورديم . گفت امشب با خلخالى يا فردا صبح بيائيد منزل من قدرى صحبت نمائيم و ببينيم از براى پرويز چه بايد كرد . و شنيدم كه او را به حبس نمرهء يك يا دو بردهاند . گفتم مطلبى نيست و گمان نمىكنم كه او در اين كارهاى شبنامه دخالتى كرده باشد ، او آدم محافظهكار [ ى است ] و از اين كارها دور و كنار مىدانمش . بعد مغازهء خلخالى رفته ، جمعيتى آنجا بود . قدرى شوخى نموديم . خلخالى گفت كه شما با ميرزا على آقا بيائيد صبح منزل من . بعد من و مرآت الممالك رو به خانه آمديم . درب دكان مشهدى على محمد گوشت مىخريدم عين الممالك رسيد و مرا به روضهء خانهء ارفع الملك برد . تا ساعت سه و نيم از شب روضه بوده بعد بلند شديم . ايشان به خانه و من هم به خانه آمده . در راه از مرآت شنيدم كه دكتر ژاندارمرى باغ شاه در ناصريه از اسب زمين خورده و فورا فوت شده . بعد در خانه شام خورده خوابيديم .
تفصيل استنطاق خلخالى
جمعه 4 ربيع الاول . - صبح بعد از چايى مشهدى حسين باغبان آمد ، احوالپرسى نمودم . مالهء بنايى خواست ، گفتم عصر . بعد آقا ميرزا همايون خان ،