شرط فعاليت
بعد ناهار آورده ، پلوى مزعفرى و ماهىهاى قزلآله و شامى و آبگوشت و خورشت مسماى بادمجان و خربزه و پنير و سبزى دونفرى خورده ، صحبت از كثافتكارى شوراى عالى دمكرات و من از كميتهء اعلاى دمكرات نموده ، ديدم خيلى دلتنگ و از شدت دلتنگى خيال مسافرت را دارد . ديدم خيلى اظهار ميل مىكرد كه من هر قسم اظهار و ميل نمايم حاضر است . گفتم من همان قسم كه اول و سابق گفتم كه با دمكراتهاى قديم خودمان با نهضت صحيح با اساس ، هر وقت رفقا حاضر باشند من هم حاضرم . حالا هم همين قسم و ابدا از صدمات خصوصى رفقا كه به من وارد نمودهاند درنظر ندارم .
بعد گفت شنيدهام از رفقاى برلن كاغذى آمده ، من هم تفصيل كاغذ مساوات و ملاقات با وثوق الدوله را نمودم . بعد پرسيدم : واقعا عقيدهء شما در خصوص معاهده و مجلس چيست و چه خواهيد كرد ؟ گفت در مجلس قدرى بايد معاهده كم و زياد و جرح و تعديل شود . بعد از سه ساعت از ظهر گذشته و صرف چايى و صحبت من بلند شده ، او رفت به حجرهاش . من هم به خانهء حاج محمد آقاى تاجر شالفروش روضه رفته تا نيم به غروب .
اسلحه سياست ، اسلحه ديانت
بعد از آنجا بيرون آمده بهسمت خانهء آقاى آقا سيد اسد الله خرقانى را ديده ، قدرى توى خيابان قرب خانهء امير بهادر صحبت و خيلى دلتنگ بود كه مردم نمىفهمند امروز با اسلحهء سياست نمىتوانيم با اجانب مبارزه نمائيم مگر با اسلحه ديانت ؛ من هم تصديق نمودم .
بعد به خانه آمده ، ناهار خورده ، در خانه مشغول بودم . نيم از شب آقا شيخ محمد على قزوينى آمد ، چايى خورديم . آقا شيخ حسين گيوهفروش و آقا سيد جليل هم كه بنا بود بيايند صحبت نمائيم ، نيامدند . بتول گفت بعد از ظهر و عصر دو مرتبه آقاى آقا سيد جليل آمد كه شب را بيائيد منزل فطن الملك . اوقاتم از پرتى حواس اردبيلى تلخ شد كه امشب بنا بود اينجا و فردا شب منزل فطن .
بعد ساعت يك و نيم از شب بلند شده با آقا شيخ محمد على . گفت من هم گردشكنان از خيابان مريضخانه به منزل مىروم . در بين خيابان اميريه نقيبزاده