تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1174

مساهمون:

ص١١٧٤

شايعهء انتقاد شاه از كابينه

اين دو سه‌روزه هم شنيده مىشود كه وثوق الدوله براى اينكه از فرنگ از شاه يك تلگرافى رسيده بود كه در صورتى در پاريس و لندن و جاهاى ديگر اروپ اعتراض و تنقيد از معاهده ايران و انگليس را مىنمايند و آزادانه ، چرا در آنجا مردم را حبس و تبعيد كردى كه مورد حملهء ايرانىها اينجا بشود و به مليّون اروپا هم موقع تنقيد را براى آن‌ها روشن نمايد . و نيز تلگرافى ديگر كه چون اعمال اين كابينه سوءاثر كرده بهتر اين است اگر خودت نتوانى كناره‌گيرى كنى لااقل نصرت الدوله را از وزارت خارجه منفصل نما .

[ امور روزانه ]

چهارشنبه چهارم صفر . - صبح بعد از چايى تا يك و نيم به ظهر منتظر آمدن آقا حسين آقا و ميرزا ابراهيم خان مميززاده بوده نيامدند . سپردم كه اگر آمدند بمانند تا من بيايم . بعد بيرون آمده به دكان حاج محمد آقا تاجر رفته كه هم گوسفندها را بفرستد ببرند ده و هم قرض خود را به امير مفخم كه موقعش سه ماه ديگر است اگر نزول كند نقدا بدهم . بعد در حجره‌اش پسرش را ديدم ، گفت دندانش را كشيده و در خانه مانده . در خصوص گوسفندها گفتم . گفتم بفرستيد خانهء ما كه از آنجا به ده ببرند . بعد دكان مدير الصنايع رفته سپردم كه قيسى ما اگر رسيده قبول دارم و اگر نرسيده بسپاريد نياورند چون از پسر نير السلطان خريدارى نموده‌ام . بعد با اكبر آقاى تويسركانى صحبت‌كنان به دكان آقا ميرزا عباسقلى خان رفته نبود . به خانه آمدم . صبح هم برحسب وعده به خانهء فرخى رفته در خصوص دخول به شوراى عالى دمكرات‌ها براى خراب نمودن كميته ، من گفتم ابدا داخل نخواهم شد ، چه كه اين مطلب رسميت كميته را مىرساند و من ابدا آن‌ها را كميته و دمكرات هم آن‌ها را اغلبشان را نمىشناسم . اما در خصوص آنكه هر عملى كه در ايران واقع مىشود به زور است ، اگر جمعيتى حقيقتا رسميت پيدا كند من جزو آن‌ها خواهم بود اما اطمينان به حرف مردم ندارم . بعد بيرون آمده بازار رفتم . بعد از ناهار قدرى استراحت ، بعد بلند شده به حمام رفتم . بعد از حمام به خانهء فرخى كه گوسفندها را فردا صبح بفرستد خانهء ما كه با دو گوسفند خودمان بفرستيم خانهء حاج محمد آقا . بعد قرار شد امشب ما دو گوسفند خود را بفرستيم آنجا كه صبح با همهء آن‌ها آدم بفرستيم ببرند . بعد چايى خورده بيرون آمده به