وارد شوراى عالى شوم . قبول نكرده ، گفتم من ضد هيچى نمىشوم . من طرفيتم با اشخاص نيست و كميتهء آنها را هيچ منشأ اثر نمىدانم ، اثرات مال جاى ديگر است كه به هركجا اراده كند مؤثر مىكند ، حسن را ساقط نموديم ، حسين را مىآورد و از خدا مىخواهد ماها مشغول به اشخاص شويم . بعد با آقا شيخ محمد على و فرخى رو به ميدان توپخانه صحبتكنان آمديم . فرخى هم تابع عقيده من بود . قرار شد صبحى من بروم خانهء ايشان .
عيادت از شاهزاده محمد باقر ميرزا خسروى
بعد من آقا ميرزا حبيب الله خان را در پستخانه ديده ، كيسه جاى موسير را با هفت هزار قيمت آن با يك دانه به ، به او دادم ، يك دانه به ديگر را هم به آقا شيخ محمد على در خانهاش داده بودم . بعد به اتفاق به خانهء سردار مقتدر سنجابى ، نبود . به خانهء محمد باقر خان تنگستانى ، نبود . به خانهء شاهزاده محمد باقر ميرزا رفتيم ، بيچاره شاهزاده بسترى و چند ماه ناخوش ، ناخوشى بواسير ، سينهدرد شبيه مسلول ، زخم و جراحت در گلو ، حال تب و مالاريا ، به قدرى رقت به حال شاهزاده ، يك دامادش سردار مقتدر دربهدر ، مرآت السلطان با آن همه جديت براى نصرت الدوله ، وكيل نشده و بيكار مانده . به قدر يك ساعت نشسته ، آقا شيخ محمد على قليان ، من هم سيگار . بعد بلند شده به خانهء منتصر الدوله ، نبود .
مراجعت درب دكان استاد محمد على محلاتى ، چند دقيقه بعد حجره آقا سيد عبد الرحيم كاشانى . يك دقيقه احوالپرسى . ساعت سه از شب درب سبزهميدان ضياء الواعظين را ديده ، از مسجد آقا حسين نجمآبادى مىآمد از روضهء شبانه آنجا كه با جاه و اجلال و خيمه و خرگاه داير شده ، معلوم نيست وجهش از كجا و وجههاش كيست . بعد درب خانهء آقا شيخ محمد على از همديگر جدا و خداحافظى نموده ، من از مشهدى على محمد گوشت خريده به خانه آمدم . بعد از ساعتى شام آبگوشت و انگور و مرباى به و سبزى و ترشى گلپر و خردل با بتول و ننه اسماعيل خورده ، احمد هم سابق خورده بود و دو زوج هم بند جوراب نوارى از رضوان به چهارده هزار خريده بود كه براى سالار محتشم كه خواسته بود فرستاده شود .