بعد احمد رسيد . يك خربزه و مقدارى پنير گرفته باهم به خانه آمديم .
معلوم شد آقاى مرآت الممالك با نان اعلاى شيرينىفروشى آمده بودند و به انتظار من در خانه مانده و تشريف برده ، دوازده تا از آنها را براى من سهميه و عذر اينكه وعده به جايى دادهاند . بعد من هم به هر دست و پهلو و پا و غيره كه تكيه مىكردم مثل خرد شده بودم . بعد شام مقدار كمى از شام ديشب با پنير و خيار و نان تازه با احمد و بتول و بچهها خورده ، تفصيل ورود بينش و آقا ميرزا سيد مصطفى خان از قزوين و گرفتارى پسر سپهسالار و بههمخوردگى اعضاى كميتهء فاسده و رفتن خاله از خانه و مطالب مهمله متفرقه احمد براى من بيان ، بعد خوابيديم . اما تا صبح اعضا و جوارحم نمىگذاشت راحت بخوابم .
[ امور روزانه ]
چهارشنبه 26 محرم . - صبح دو ساعت از آفتاب گذشته از رختخواب بلند شده ، چايى خورده ، حمام استخارهاش بد آمد . آقاى مشير اكرم هم بعد از ساعتى ، بدتر آمد ، چه كه در را مثل كانّه ديوانه كوبيد . در را باز ، قدرى خنده و شوخى ، شرحى مختصر از كيفيت مسافرت را بيان ، بعد از ساعتى ايشان به كميسيون خودشان رفته ، من هم بلند شده سوار واگون و به دندانسازى استومپ يك به ظهر رسانده ، شرف الملك با چند نفر ديگر آنجا بوده ، صحبتكنان آخر از همه بنده ، يك ربع بعد از ظهر نوبتم شد . دندانها را دندانساز وعدهء فردا عصر را داد ، به التماس به صبح قبولاندمش . بعد سوار واگون ، مراجعت به خانه ، آب هندوانه خوردم .
جمعيت ضد كميته
بعد چايى و مشغول تحرير تا دو از شب رفته آقاى عين الممالك آمده ساعتى صحبت از جمعيت ضد كميته كه در خانهء تميمى قريب سى چهل نفر منجمله شيخ حسين طهرانى ، آقا سيد جليل ، متين الدوله و غيرهم و اينكه بيانيه به مهر جمعى زياد نوشته ، مطبعه طبع نكرده بود و چند شب پيش در آنجا جمع شده قرار گذاشتند كه اسم اين تجمع را شوراى عالى جمعيت دمكرات بگذارند و مهرى هم بكنند و پاى ورقه بزنند و در آن مجلس عموما به شما احترام مىكردند . بعد سه و نيم از شب تشريف برده ، من هم سيبزمينى را در آبگوشت كوبيده و بدون نان سر كشيده ، حنا بستم و خوابيدم .