تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1156

مساهمون:

ص١١٥٦
كه به استقبال آمده و همين اشخاص شايد ترغيب اولياى امور را به اعدام مخالفين با معاهده مىنمودند . واقعا منتهاى بىشرمى است . بعد من به خانهء سردار مقتدر رفته ، نبود . چون مقارن مغرب بود و لباس‌هايم احتياط و تا ساعت چهار ، پنج از شب احتمال داشت به خانه نرسم به حمام لاله‌زار جنب كوچه وزير نظام رفته ؛ حمام كوچك نظيفى ، گرم . تطهير نموده ، نماز خوانده ، لباس‌ها را پوشيده ، ده شاهى به حمامى دادم . بعد خانهء حاج معين استخاره خوب آمد .

اطالهء كلام حسن حلاج

مشهدى حسن حلاج مرا ديده ، اظهار محبت و يگانگى و خدمتگزارى به نوع در اقدام به جريده كه من همان مسلك ديرينهء خود كه جزو جمعيت و دسته و طرفدار اشخاص نبوده و نيستم . من هم تمجيد از مسلك و عقيده مقدس او نمودم و گفتم چه‌قدر مفيد بود مقاله و مطالب جريدهء شما ، منجمله نوشته بوديد كه بايد طرز اداره كردن امور را از انگليس‌ها ياد گرفت . من هم تصديق نموده اول بايد خود را اداره نمايم ، بعد غير را . چون من سرمايه اينكه به جرايد مال خودم را مصرف نمايم ندارم و اگر آبونه شوم ادارهء شخصى خودم به‌هم مىخورد . با كمال ميل به روزنامهء شما ناچارم عذر بخواهم . گفت من ابدا از شما پول آبونه نمىخواهم . گفتم من هم مجانا قبول نمىكنم . بعد مرا به استماع صحبت خودش مثل پنبه كهنه زير چماق نگاه داشت . گفتم بايد بروم حاج معين را ديدن كنم . در اين بين سيد محمد پيغمبر رسيد و مرا نجات داد و به خانهء حاج معين رفته ، جمع زيادى باز آنجا بوده مىآمده و مىرفتند . نيم ساعتى نشسته ، بلند شدم . آقا شيخ حسين طهرانى هم با من بلند شده تا ميدان توپخانه . من رو به خانه ، در بين به مسجد يونس خان روضهء آقا ضياء رفته ، قزوينى هم آمد . ساعت سه و نيم از شب بلند شده به خانه آمدم . شام با سايرين خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه 14 محرم . - صبح بعد از چايى استاد عبد الله فخار رفيق سابق آمد و يك در خمره كه سفارش كرده بودم آورد . بعد قهوه‌خانه و دكان خرابه‌ها را كه سابقا گفته بودم اگر بتوانى مقر كسب خود قرار بدهى من مضايقه ندارم ، مجانا تا يكى دو سال بدهم . تماشا كرد ، اما مخارج بنايى آن را كه تقريبا يكصد تومان
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1156 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا