نهاوند كرده و نزد تجار آنجا پول گذاشته ، حواله مىكرد ، حتى در عراق به جهت اكرام نظام كه پول براى عيالاتش لازم بود . ششصد تومان نجمآبادى بعد از خروج از حبس حواله كرده بود ، اينقدر هم انصاف نداشت اما چون اكرام نظام مسبوق از پولهاى او بود ناچارا حواله كرد . بعد حاج ميرزا على خان رفت كارت ميرزا سليمان خان هم روى ميز بود . معلوم شد عصرى آمده بود و من نبودم . بعد به خانهء وزير دفترى روضه رفته ، بعد از روضه به خانه آمده شام خورده ، خوابيدم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 13 محرم . - صبح بعد از چايى احمد و بتول به مدرسه رفته ، من هم بيرون آمده به خانهء لقاء الملك رفته ، مشغول صحبت و چايى شده ، آقا سيد جليل و ميرزا نصر الله خان صور آمده با آنها هم قدرى صحبت از اوضاع اغتشاش لندن و بىخبرى و سانسور سخت . بعد از ساعتى من بلند شده به خانهء آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى عقب عينكم رفته آنجا نبود . از آنجا بازار آمده كتاب كشف تلبيس امانتى آقا تقى فتحيه را به آقا رضا شريك حاج محمد رضا سقطفروش در بازار امين الملكى داده كه به آقا تقى بدهد ، رضا قلى خان رسيد .
قدرى صحبت كه دبير خلوت و سايرين مثل آن عنصر به قدرى مسرور از گرفتارى تو شده بودند كه حد نداشت . بعد بهسمت خانه آمده ناهار خورده ، خوابيده ، بعد از چايى بيرون رفته ، سبزهميدان از مشهدى محمد تقى يازده قلم ادويه ( زردچوبه ، فلفل ، ريشه جوز ، هل ، دارچين . . . ) به هفده هزار و ده شاهى خريده دكان آقا سيف الله توتونفروش گذاشته كه [ موقع ] برگشتن بگيرم . از آنجا استخارهء ملاقات سردار مقتدر خوب آمد .
بازگشت معين التجار از تبعيد
درب مغازهء خلخالى آقاى تنكابنى هم بود . ساير رفقا هم متفرقه ، سلامى به آنها و احوالپرسى هم شده ، رفتم در خيابان لالهزار . مقارن غروب كالسكهها و درشكههاى متوالى زيادى كه مقدم آنها حاج معين و اغلب تجار موافق و مخالف هم از قبيل بنكدار و حريرى و امثالهم هم بودند . با يك شكوه محبوبى ورود نمودند . اگرچه حاج معين شخصا اول نمرهء رجال تجارتى ايران است و خودش آدم عميق فكورى است اما در اين موقع تجليل زياد تحقير معاهدهء انگليس با ايران است و من از بىشرمى بنكدار و طرفداران معاهده متعجب شدم