تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1152

مساهمون:

ص١١٥٢

عدم رسميت قرارداد در پاريس

من و عين الممالك به روضه‌خانه وزير دفترى رفته تا ساعت سه آنجا بوده ارفع الملك كاغذ معاون السلطنه را كه از پاريس نوشته بود و از داد و فرياد ايرانىها در آنجا و نيز جرايد پاريس از عدم رسميت به معاهده و اينكه خوب است در طهران به سفارت امريكا اهالى بنويسند كه ما معاهده را چون رسميت ندارد و به خلاف مشروطيت هست قبول نداريم ، خواندم . بعد بلند شده احمد هم روضه بود و كلاه او را كه دو هفته قبل پسر مستنصر برداشته بود آدم ارفع الملك به احمد داده بود به احمد گفتم پس بدهد تا خود آن پسره بياورد خانه و عذر بخواهد ، احمد هم پس داده بود . بعد به خانه آمده شام آبگوشت خورده خوابيديم .

پريشانى خانواده‌هاى مساوات و سليمان ميرزا

چهارشنبه 12 محرم . - صبح بعد از چايى بيرون آمده به خانهء آقا شيخ محمد على قزوينى رفته نبود از آنجا به خانهء آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى رفته مقدارى صحبت و چايى ، بعد به خانهء مرحوم حاج ملا آقا بزرگ روضه رفته با آقا ضياء مقدارى صحبت بعد از ساعتى بلند شده بازار آمده پول نفت را بدهم . آقا ميرزا محمود در حجرهء خودش نبود . گفتند ادارهء علىيف است . به اداره رفتم در انبار نفت ديدمش ، سه اسكناس پنج تومانى ؛ پانزده تومان به او دادم ، خرده‌اش معلوم نبود . گفت باشد بعد مىآئيد حجره . معلوم مىشود . بعد بيرون آمده به خانهء همشيره رفته قدرى صحبت . گفت عيال سليمان ميرزا كاغذى به شوهرش از وضع حالات گذشته و حاليه و بىمخارجى خودش نوشته به نواب رساند كه به بصره بفرستد . نواب به سفير كوكس نشان داده بود سفير ماهى صد تومان به جهت عيال سليمان ميرزا تعيين نموده بود . بعد گفت به قدرى براى بينش گندم و مخارج از مردم متفرقه خواهرهاى بينش گرفته و مىگيرند كه گندم‌ها را مىخواهند زايدش را بفروشند و از بىپولى و بىمخارجى خود ناله مىكرد . دلم خيلى سوخت دلدارىاش دادم .