دعوت مىنمايد براى من مىخواند . شيخ حسن رانكوهى آمد . به شوخى و جدّى حضورا اظهار داشت كه آقا سيد اسد الله مفتش وثوق الدوله است ، منتهى دوستان را گير نمىدهد .
بعد مردم مىآمدند . مشير اكرم با حالت پادرد آمد . حاج عز الممالك آمد .
اكبر آقاى تويسركانى با ميرزا عباسقلى خان آمده آنها ماندند و خيلى مشير اكرم مباحثه و مجادله از راه دلسوزى به من با منافقت و تقلب مردم اين دوره نمود .
بالاخره آنها هم رفتند . بعد آقا شيخ محمد على قزوينى ، بعد آقا ميرزا حبيب الله خان هم مقدارى با آنها صحبت .
ميرزا حبيب الله خان گفت كه محاسب الممالك مىگفت روز پنجشنبه قبل از حركت شاه يك روز وثوق الدوله به هيئت وزرا آمد و صورت معاهده را آورده و پيشنهاد كرد كه شاهزاده نصرت الدوله و صارم الدوله سه ماه است زحمت كشيده ، ترتيب اين معاهده را دادهاند و بايد از آنها خيلى ممنون شد كه زحمت كشيده و حضرت آقاى سپهدار كاملا مسبوق هستند . ما را بهت گرفت و من به نصير الدوله گفتم كه عينا صورت مذاكرات رئيس الوزرا را در كتابچه مذاكرات بنويسيد ، فقط من و نصير الدوله معاهده را امضا نكرديم . و آخر مذاكرات جلسه را همه امضا نموديم .
اگر راست بود ؟
ديگر آنكه تقاضانامه حاج امام جمعه خويى در هيئت وزرا ضبط است كه چند پارچه خالصه در آذربايجان كه دولت در قديم صد و شصت هزار تومان خريدارى كرده عوض خسارات خوى كه به من وارد شده دولت بدهد و الا عاقبت وخيم دارد . تقاضاى حاج آقا جمال هم كه يكپارچه خالصه در اصفهان است عوض نانخانهء دولت به من بدهد و نفوذ مرحوم آقا نجفى را براى من در اصفهان تقويت نمايد و همچنين تقاضاى شفاهى و پيغامى مدرس كه بايد مرا وكيل نمائيد . من به ميرزا حبيب الله خان گفتم به محاسب بگوئيد اگر راست است خوب بود با مخالفت آقايان با كابينه به اسم معاهده تقاضانامه آقايان را در جرايد ، دولت مىداد درج نمايند تا عامه اغراض آقايان خود را بدانند . گفت كه چون آقايان هم گروى از وثوق الدوله دارند كابينه نمىتواند .