تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1125

مساهمون:

ص١١٢٥
گذشته ، اسم شب باشد خوب است . فرمودند شكوه الملك درشكه و اسم شب كه فلانى را به خانه‌اش برساند . خداحافظى نموده بيرون آمده درشكه حاضر ، زمان خان پائين بود ، مرا سوار درشكه نموده ساعت قريب به پنج به خانه رسيده پياده شده ، دو هزار در جيب داشته ، به درشكه‌چى كه انعامش به پاى زمان خان بود داده و رفت . در زده زن‌ها از در زدن مرا شناخته ، از خواب جسته ، با يك بشاشت در را باز تا ساعتى بيدار ، شام چلو داشته خورده بودند به من گفتند گفتم من اول شب در نظميه شام معمولى محبوسى را خورده‌ام . بعد خوابيدم . اما تا صبح به واسطهء تغيير مكان معمولى خوابم نبرد .

موافق و منافق و متفرقه

چهارشنبه 22 ذيحجه . - صبح در خانهء خودمان برخاسته ، به فاصلهء دو ساعتى رفقا آمده ، ديدن مىنمودند . ناهار چلو و خورشت مسماى بادمجان . بقيهء شب را با بچه‌ها خورده ، خوابيدم . بلافاصله رفقا بناى آمدن را از موافق و منافق و متفرقه آمده تا دو از شب . بعد شام آبگوشت با بچه‌ها خورده خوابيديم .

[ امور روزانه ]

جمعه 23 ذيحجه . - صبح بعد از چايى چند نفرى بودند . بعد سيد احمد شهريارى كمره‌اى با يك غربال انجير آمد و اظهار داشت كه سيد محسن پسر مرحوم آقا سيد حسن در شهريار آمده و ناخوش قريب به موت است . به كمره بنويسيد سيد على بيايد بلكه او را ببرد . بعد او رفته ، من هم بيرون آمده بازار براى جزئيات رفته ، قريب ظهر به خانه آمده ، ناهار آبگوشت ، بعد خوابيده .

چند پردهء يك تئاتر

عصر بعضى آقايان سيد اسد الله همدانى آمده بناى صحبت و مذمت از مردم و ساعت‌ساز و يك دفترچه يك پيس تئاتر داراى چند پرده كه شكوه الملك مىفرستد ساعت‌ساز را مىآورند و با او به خصوصيت و مىگويد شغل و مقام به جهت اشخاص حاضر ، پانصد تومان هم پول براى مخارج قند و چايى حوزهء كنفرانس ، چون توران‌خانم به عقد ميرزا عيسى درآمده بايد ترويج افكار كرد ؛ غرض معاهده است . بعد عين كه ساعت‌ساز باشد مردم را در كوچه و خيابان
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1125 | سيد محمد كمره اى / محمد جواد مرادى نيا