انتخاب نمايند كه با خود ببرند . بعد آقايان بلند شده به خانهء حاج آقا جمال رفته ، جمعيت ما هم اغلب متفرق و تقريبا چهل نفرى باقى ، شام خورده ، نان ، پنير ، سبزى ، خربزه ، بادمجان سرخكرده ، بعد خوابيديم . راپرتچى ، يعنى بىشرفان ملى هم چند نفرى در خوابيدن هم ماندند .
بىنظمى ناطقين و خودسرى اطفال
يكشنبه يازدهم ذيحجه . - صبح در خانهء حاج امام جمعهء خويى بلند شده ، چايى خورديم . شيخ ابو طالب ، آقا شيخ محمد على قزوينى و جمعى ديگر هم قبل از چايى رفته بودند . بعد من هم بيرون آمده ، احمد هم رفت . من به حجرهء آقا ميرزا عبد المطلب زنجانى آمده او را ملاقات نمودم ؛ دلتنگى از وضع غيرمنظم ناطقين و خودسرى اطفال مدارس كه شارلاتانى بعضى از آنها وضع را پراكنده و نيز نوشته به سفارتخانهها هم خيلى از روى بىسليقگى و بد ، كه آنها را گفت دادهام درست نمايند . بعد به خانهء آقا شيخ محمد على قزوينى رفته ، چون دو نفرى آنجا بودند صحبتى نشد . بعد چايى خورده بيرون آمدم ، آقا شيخ نور الدين رسيد ديگر من نماندم .
اصلاح و نه ابطال قرارداد
به خانهء آقا على يعنى مدرسه رفته ، قدرى صحبت . به نظرم آمد كه حقيقت عقيدهء خودش اصلاح است نه ابطال معاهده . در ضمن پيشنهاد سيد اسد الله خرقانى را نموده ، ديدم خيلى تحاشى دارد و نمىپسندد . بعد شيبانى ، وثوق السلطان و يكى ديگر هم رسيد . به نظرم آمد مأموريت داشتند كه آقا على را مبادا مردم جلب نمايند . بنده هم خيلى سابق بر ورود اينها مباحثه و مشاجره نمودم كه او مىگفت با اين اوضاع چاره به غير اين كار چه داشت ؟ من همچه حس نمودم كه آقا يا فاسد يا جاهل يا محافظهكار است . مشير اكرم در اين بين رسيد . احوالپرسى نموده بلند شدم . آقا شيخ مهدى نجمآبادى هم رسيد .
ديپلماسى نگرانكننده
بعد به خانهء آقا سيد اسد الله خرقانى رفته ، امير مؤيد با يك نفر ديگر هم آنجا بود .
صحبت ديشب گذشته را اجمالا براى خرقانى نموده ، گفت خيلى بد شده اين اشخاص