شد . به خانهء حاج امام جمعه رسيديم . جمعيت ديديم با حالت اوقات تلخ و امام جمعه و حاج آقا جمال و مدرس و آقايان ديگر هم مجلس شور خودشان بودند و هيچكدام خانهء خودشان نبودند . ساعت دو از شب مدرس ، حاج امام جمعه ، آقا مير سيد محمد و معين التجار بوشهرى آمدند و جمعيت دور آنها جمع شد . مدرس عنوان كرد كه ما چند نفر آقايان شور نموده ، رأى داديم كه چند نفر شماها انتخاب نموده ما ضميمهء خودمان بنمائيم و برويم با دولت صحبت نمائيم ببينيم چه بايد كرد و شماها هم متفرق شويد ، اگر نتوانستيم كارى بكنيم باز شماها حاضر ، ماها هم حاضر ، عنوانات خودمان را مىكنيم با يك مقدمات مفصلى .
لجاجت مدرس
بعد بعضى اطفال خواستند مكررا صحبت نمايند ، مانع شديم . آقا شيخ حسين طهرانى نطقى داير بر حركات شنيعهء غيرمستقيم دولتىها در عصر كه كرده و شش لول كشيده بودند و اظهار عدم اطمينان به قول و عمليات دولت كرده كه همه قسم اقدامات در حق ماها مىكنند و متفرق نمىشويم . مدرس بناى ديوانگى گذاشته كه من هرچه مىگويم بايد بشنويد و الا من مىروم ، بلند شده رفت . پسر حاج امام جمعه او را برگرداند . بعد معين التجار بوشهرى شرحى عميقانه عنوان نمود كه ماها با هركس به عنوان نمايندگى برويم ، اگر هم معاهده را قبول نمائيم رسميت ندارد . اگر از مجلس هم بگذرد قانونيت ندارد . چه كه مخالف قوانين اسلام است . حالا چند نفرى خودتان انتخاب نمائيد و به دست ما بدهيد . آقا شيخ حسن گفت كه انتخاب صحيح اگر بخواهيد بايد دولت سه چهار روز حكومت نظامى را بردارد تا مردم عموما طبقات و اصناف انتخاب چند نفرى به جهت مذاكره بنمايند . آقايان گفتند نمىشود .
تنگى فرصت
بعد چون ديديم انتخابات خودمان به اين ترتيب قبول نشد و امشب هم ساعت چهار از شب نزديك است و نمىشود چون يك دسته هم در خانهء حاج آقا جمالند و فردا هم قشون خصم به حد زياد ، ناشناس داخل ما مىشوند و اسباب اغتشاش از جهت افكار و غيره مىشوند . پيشنهاد شد كه چند نفر خود اين آقايان