و جان باقى است . بعد مردم خارج كه روضه آمده بودند از علما و طلاب خواستند بروند . من بلند شده نطقى داير به شركت همه در اين تجمع و بدى تملق و بدبختى عموم حتى وثوق الدوله در اين كنترل نموده ، به همين ترتيب مشغول بوده ناهار نان و پنير و خيار و خربزه ، انگور و هندوانه عموما خورده ، در اطاقهاى بالا و پائين متفرقه خوابيدند .
براى تشكيل يك هيئت مركزى
من هم با شيخ حسن رانكوهى براى ديدن آقا سيد اسد الله خرقانى كه او را همراه نمائيم ، بيرون آمده گفتم سر راه مىرويم خانهء حاج آقا جمال نزد رفقا و ديدن مىكنيم و در دل خيال كردم خوب است خانهء حاج آقا جمال كه رفتيم او را محرمانه ببينيم و بگويم چون من به واسطهء جلوگيرى سايرين از نقشهكشى و توليد هرجومرج شدن از ورود همه در كليهء امور ، من خود داخل در محور هيچ مطلبى مگر توليد فكر در مردم و دعوت آنها ، داخل در كارى نمىشوم و جلوگيرى از بو الهوسان مىنمايم ، پس شما با چهار نفر ديگر از رفقايت كه حاج امام جمعه و مدرس و آقا حسين و آقا مير سيد محمد باشيد تمام نقشه عمليات را كه چه زمان و مكان و ترتيب باشد قطع نمائيد و به ماها قطع خودتان را اطلاع دهيد ماها اجرا نمائيم كه نتيجه مطلوب به ترتيب عقلايى و آرامى گرفته شود .
مخارج مخالفت
وارد به خانه حاج آقا جمال شده ، گفتند مدرس و حاج آقا جمال توى حوضخانه مشغول صحبت هستند و شيخ العراقين هم چند ساعت قبل اينجا حاج آقا جمال را آمده بود كه اغوا نمايد و رفت . من احوالى از واگونچىها پرسيده ، به اطاق ديگر كه آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى ، ميرزا رضا خان ، ناظم التجار ، فدايى ، سيد عبد الغنى و دو سه نفر سيد ديگر ، شيخ حسن خان و چند نفر ديگر هم بودند آمده مشغول صحبت متفرقه شده ، فدايى بلند شده مرا با ناظم و سيد عبد الرحيم و ميرزا رضا خان و آقا شيخ حسن خان و سيد عبد الغنى و دو نفر ديگر به اطاق متصل به آن اطاق برده كه ما اينجا هستيم ، خرجى داريم ، يا بايد ما چند نفر هركدام روزى چيزى بدهيم يا بايد پولى از بعضى جاها تهيه نمائيم كه خرج