تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1103

مساهمون:

ص١١٠٣
جمال برده ، هم روضه و هم تقويت و دلدارى به شاگردان مدارس كه آن‌ها را كاظم خان ، نظميه گرفته بدهيم . من به سيد عبد الغنى گفتم كه شما برويد ، آقا شيخ محمد على قزوينى را برداشته بيائيد كه در منزل شركت متفقه به‌هم برسيم . او رفت . بعد من و فرخى بلند شده ، سر راه ناظم التجار و آقا شيخ حسن خان را هم برداشته رفتيم . آقا سيد عبد الرحيم اصفهانى ، ميرزا ابو القاسم خان ، ميرزا على كازرونى ، گيوه‌فروش و ميرزا رضا خان در منزل متفقه چايى خورده ، از آنجا اجماعا بلند شده ، آقا ميرزا محمود به جهت اظهار كسالت و حالت اسهال خانه ماند ، ماها هم جفت‌جفت مىآمديم . شيخ حسن خان هم در بين راه فرار براى صورت دادن كارهايش نمود . مابقى رفتيم منزل حاج آقا جمال . قريب بيست نفر از اطفال مدارس و چهل و پنج نفر واگون‌چى و سى چهل نفر متفرقه آنجا تجمعى داشته ، ما هم ورود . من تاكنون آنجا نرفته بودم . حاج آقا جمال آنجا نبود . قدرى نطق استرحامى با بيانات گيرنده چند نفر شاگرد نموده . واگون‌چىها هم استرحام و اظهار تظلم از رئيس خودشان كه ارامنه و يهود و بهايىها را بر ما ترجيح و آن‌ها هر نوع به زن‌هاى مردم حركات شنيع بكنند ، راپرت بدهيم قبول نمىكنند و تحمل هم نمىتوانيم بنمائيم . ديشب هم به ما فحش ناموسى و مذهب داده‌اند و امروز چهل و پنج نفر اعتصاب نموديم و نه دانه واگون را خوابانديم و نه واگون كار مىكند .

سلب حاكميت ملى به مثابه مرگ

بعد من هم نشسته بيانى بر ضديت و تنفر از معاهده نمودم و فلسفه مردن را كه بد و سخت‌ترين صدمات است براى اين است كه سلب حاكميت مىشود . بعد رئيس كميسرى با آژان آمد ، سؤال كرد تجمع براى چيست ؟ گفتم حقيقت مطلب را نبايد به شما گفت ، مىترسم اگر به شما گفته شود شما هم مثل ما اينجا بمانيد و شروع به اعتصاب آژان‌ها شود مثل پليس لندن . بعد قدرى صحبت شد .

نطق‌هاى مهيج

حاج آقا جمال آمد ، اطفال و آقاى ضياء الواعظين و آقاى آقا شيخ محمد حسين طهرانى هركدام نطق‌هاى مهيجى نموده ، حاج آقا جمال اظهار داشتند كه شما