تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1084

مساهمون:

ص١٠٨٤
ما شاء الله خان از اين جهت كه دولت به آن‌ها تأمين داده بود خيلى تنفر و منزجر هستم كه بالكليه سلب اطمينان و شرافت قولى از دولت ايران شد . بعد مقارن غروب به خيابان آمده ، آقا تقى فتحيه از مغازهء خلخالى با من همراه ، حسن‌زاده مرا خواست در مغازه‌اش و اظهار داشت كه آقاى سردار مقتدر جمعه را وثوق الدوله برايش وقت ملاقات معين كرده ، از اين جهت جمعه را عذر خواسته . بنده هم گفتم هروقت وقت داشته باشند ، بنده غرضم مهمانى نبود ، فقط از تنهايى و در خانه ماندن ايشان عرض كردم اگر ميل داشته باشند ناهار جمعه را تشريف بياورند .

گفت‌وگو با وثوق الدوله

بعد به لاله‌زار رفته تا يك از شب ، انتيكه‌چى را ديده ، احوالپرسى نمودم . بعد مراجعت ، آقا تقى از ميدان توپخانه رفت ، من هم رو به خانه آمده ، اواسط اميريه ، شبانه ناصر الدوله ، سعيد همايون منفصل از نظميه ، طباطبايى همدانى ، انتظام السلطنه ، عين الممالك و دو سه نفر ديگر نشسته ، به من سلامى [ كردند ] من هم شناخته خدمتشان رفته ، نشسته ، ساعتى اخبار متفرقه و اينكه ديروز دوشنبه عصر حاج معين ، حاج امين الضرب ، مشير الدوله ، مؤتمن الملك ، عين الدوله ، آقا مير سيد محمد بهبهانى ، حاج امام جمعه خويى ، هفت‌نفرى قلهك رفته وثوق الدوله را ديده ، گفتند بنكدار گفته كه شما گفته‌ايد من بدون ميل و تقاضاى انگليس اين معاهده را كرده و كنترل نموده‌ام و اگر ملت متنفرند من حاضرم تغيير بدهم ( حال معلوم مىشود كه مردم ميل ندارند ) وثوق الدوله گفته بود بله من اولا از طرف خودم اين تقاضا را نمودم و نه ماه است زحمت كشيدم تا اين كار را پيش بردم ، اما نگفته‌ام كه اگر ملت ميل نداشته باشند به‌هم مىزنم . بعد آقايان گفتند پس با تنفر ملت و عامه چه بايد كرد ؟ گفته بود شماها بايد همراهى نمائيد و زحمت بكشيد ، مردم را متقاعد و حالى نمائيد كه اين كنترل لازم بود . از اين مقوله صحبت ، نه وثوق الدوله حاضر براى تغيير و نه آقايان حاضر براى تصويب . حتى وثوق الدوله حاضر شده بود كه من ناچارا خود را كنار مىكشم . بعد تا سه از شب صحبت ، آقايان بلند شده ، من و عين الممالك و طباطبايى سه نفرى قدرى گردش دم قهوه‌خانه تاريكى چايى خورده ، صحبت نموده ،