تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١

تدليسات ميرزا اسمعيل خان

سه‌شنبه 29 ذيقعده . - صبح بعد از چايى آقا ميرزا اسماعيل خان مميززاده تشريف آورده ، يعنى يك لوله فنگراف كه مدعى از خود بودن صداها هم شد كه چند روز پيش آقا شيخ حسين طهرانى به ما يعنى به خلخالى و پرويز و آقا شيخ عبد العلى و من و خليل آقا و آقاى زنوزى و ميرزا على آقا گفت كه كمره‌اى از شماها دعوت كرده . گفتيم . كجا ؟ گفت منزل فرخى . بعد به‌هم گفتيم آقاى كمره‌اى خودش خط داشت ، خودش زبان داشت و پسر داشت . اگر مىخواست خودش اظهار مىكرد . علاوه بر اين خانهء فرخى كه حالش بر ما معلوم نيست . از اين جهت ما نيامديم . حال آمدم كه من مىخواهم بروم ده و دست از همه‌چيز بكشم . اگر شما حاضريد كه با آقايان تنكابنى ، خلخالى ، من ، مجله و پرويز كارى بكنيم بمانم ، و الا بروم ده . گفتم من با شماها نمىتوانم در مرتبهء اولى كار نمايم ؛ شما مشغول شويد ، بعد من در مرتبهء ديم ، سيم تابع مىشوم . من اطمينان به شماها ندارم و قوهء اينكه پلتيك دورويى را از عهده برآيم نيستم . گفت آقايان ، نمىدانيد شما با ادله و سند كه خلخالى در دست دارد مشغول خدمت به وطن و مملكت هست ، يك وقتى معلوم خواهد شد . گفتم همين حرف را وثوق الدوله هم بيچاره مىزند ، ساير رژيم او و مبدأ او انگليس هم همين را مىگويد . به چه دليل حرف خلخالى قبول و آن‌ها دروغ ؟ گفت شما چرا اين حرف‌ها را مىزنيد ؟ خلخالى براى اينكه ماهى صد و پنجاه تومان مىگيرد ناچار صورتا با آن‌ها است اما باطنا خدمت به مملكت مىكند . شما مىتوانيد جور خلخالى را بكشيد ، او ظاهرا از آن‌ها دست بكشد ؟ گفتم اگر بتوانم جور همه را مىكشم و مىدانم اگر جور سيد ضياء ، ملك الشعرا ، تدين ، صدرايى ، حتى وثوق الدوله را اگر بكشم آن‌ها هم كمك من خواهند بود . بالاخره آقاى مميززاده از من مأيوس .

سياست انفرادى

واقعا تعجب مىكنم از اخلاق خودمان . اين آقايان اسباب تجمع مجلس ديروز را به دست آقا شيخ حسين طهرانى فراهم مىآورند كه من داخل در جمعيت فاسد از روى بىاساسى بشوم . اگر آقا شيخ حسين موفق شده كه من قبول انتخاب را نمودم آن‌وقت در خارج به من بتازند كه فلانى بود به ماها و كميته نسبت خلاف