تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1083

مساهمون:

ص١٠٨٣
رئيس الاشقياء وثوق الدوله را در خصوص توقيف و حبس ما شاء الله خان و رجزها از خودش و افتضاحات و افترآت به كابينه‌هاى سابق واقعا تماشا داشت . و همچنين معروف بود كه ديروز عصر وثوق الدوله ده دوازده نفر از علما و تجار و اعيان [ را ] براى توضيح دادن به شميران دعوت نموده بود اما نتيجه صحبت معلوم نشد .

خلع سلاح اشرار و خلع منال زوار

معروف بود كه ما شاء الله خان بيست هزار تومان وجه نقد و سى هزار تومان برات و يك ساعت جواهرنشان به اسم ظل السلطان و جواهرات خوبى در كيسه بغل و ليره‌هاى مختصرى در بازو و كمر به علاوه نزد سوارهايش هم پول و يكصد و پنجاه اسب و يكصد و پنجاه تفنگ خوب و موزرها و يك اسب خيلى عالى خود ما شاء الله خان كه دو هزار تومان مىگفتند قيمت داشته گير وثوق الدوله افتاده ، غير از آنكه زوارهاى زياد كه در كاروانسراى شاه عباسى و به مشهد مىرفتند و ژاندارم‌ها كه به اسم خلع اسلحه ساعت پنج از شب كه سوارهاى ما شاء الله خان دوزبازى مىكرده‌اند يك مرتبه آن‌ها را در حضرت عبد العظيم احاطه كرده‌اند ، پول‌ها و اسباب‌هاى زوار را هم برده‌اند ، زوار هرچه عجز نزد رئيس ژاندارم‌ها كرده ، نتيجه نداده .

سلب اطمينان از قول دولت

بعد رو به خانه آمده ناهار نان ، پنير ، انگور ، سبزى و ترشى با بچه‌ها خورده ، بعد خوابيده بعد از چايى بازار رفته تسبيح خود را از حجره آقا ميرزا على آقاى يزدى كه مانده بود گرفته ، يك تومان اسكناس رشت را كه عوضى داده بودند عوض نموده به دكان مشهدى على اكبر عطار خدمتش رسيده از حرارت حقيقى او فرحى حاصلم شد . خيلى اوقاتش تلخ بود كه ما شاء الله خان دزد شرير قطاع را خيلى خوب شد گرفتارش نمودند ، اما وثوق الدوله خوب بود به قوهء قاهره اين كار را مىكرد ، نه آنكه از طرف دولت ايران قول شرافتى تأمين او را بدهد ، چنان كه سپهدار اعظم وزير جنگ حاليه در مجلس خانهء خودش كه ناصر الدوله نقل مىكرد ، مىگفت من از كشتن دكتر حشمت و حبس حاج احمد و گرفتار كردن