تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1067

مساهمون:

ص١٠٦٧
صدر الاسلام همدانى را يك ماه است براى اين عمليات شايد به همدان فرستاده باشد . از اين مقوله صحبت‌ها . بعد سه و نيم از شب او به خانه ، من هم به خانه آمده ، شام با بچه‌ها آبگوشت ، خيار ، پنير و انگور خورده ، خوابيديم .

[ امور روزانه ]

يكشنبه 20 ذيقعده . - صبح بعد از چايى آقا ميرزا حسين خان اديب با يك حرارت فوق العاده از كنترل وثوق الدوله و به قدرى لعن ابدى مىنمود كه واقعا او را مثل ديوانه‌ها ديده و اظهار داشت كه من خيلىها را مساعد با ضديت كنترل نمودم كه علنا عملياتى بشود . تمجيد نمودمش و تاييد او را از خداوند خواهان شدم . بعد ايشان رفته ، من هم بيرون آمده به خانه آقا سيد جليل و خانه بقاء الملك رفته آن‌ها را نديدم . بعد خانه مهذب السلطنه رفته صحبت اوضاع و خيانت رييس الوزرا شد . بعد صحبت بتول كه به مدرسه تعليم قابلگى برود . گفت بتول را با احمد بفرستيد من چيزى بنويسم ببرند وزارت معارف كه اجازه دهند او را به آن مدرسه قبول نمايم . بعد درب دكان آقا سيد جواد كوزه‌پز رفته ، سفارش پنجاه من آهك داده كه فردا يا پس‌فردا بدهد بياورند . بعد دو من انجير و هلوى خوب به قيمت ارزان از سربار خريده به خانه آمدم . ناهار آبگوشت و نان تازه و انجير و هلو خورده ، بعد خوابيدم .

توقيف عجيب رعد

امروز هم شنيدم رعد توقيف شده ، نفهميدم به جهت طمع زيادى كه از وثوق الدوله كرده بود و او نتوانسته بود از عهده برآيد ، چون معروف شده كه چند كرور وثوق الدوله به جهت پيش بردن عمل كنترل از سفارت انگليس پول گرفته و سيد ضياء هم خود را يك نفره مقابل تمام مردم در خدمت مىداند يا به جهت رد گم كردن كه مردم رو به سيد ضياء نمايند و گمان كنند كه سيد ضياء با وثوق الدوله و اين عملش همراه نيست . بعد از خواب چايى خورده ، آدم مشير اكرم ، اسد الله نام آمد كه مشير اكرم با شما كار لازمى دارد و مدتى است شما را نديده . چه وقت مىتوانيد خانه باشيد ايشان بيايند يا او خانه مانده شما آنجا بياييد ؟ گفتم شب را اگر شهر باشند دو از شب شايد بيايم . بعد قرار به تلفن شد كه خبر بدهم . بعد دو به غروب بيرون آمده . چهارده تومان از خانه برداشته ، ده تومان از مشهدى عباس پينه‌دوز قرض و