تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1064

مساهمون:

ص١٠٦٤
شهيدزاده هم بودند ، قدرى صحبت . بنا شد فردا عصر دو به غروب طباطبايى را ملاقات و صحبت‌هايمان را بنماييم .

اتحاد با مدرس براى مقابله با قرارداد

بعد بلند شده در بين خيابان احمد را ديده ، پنجاه تومان پول يمين الملك را دادم كه به ميرزا فضل الله خان برده بدهد و كاغذهاى امير مفخم را در خصوص ملك گرفته بياورد . بعد خودم به خانه آقا شيخ حسين گيوه‌فروش برحسب دعوت رفته ، آقا شيخ محمد على قزوينى و آقا شيخ حسين طهرانى و آقا سيد عبد الغنى هم بودند . صحبت بدين‌جا كشيد كه با مدرس هم در اين موضوع كار مىكنم . بعد قرار شد كه فردا سه به ظهر مانده برويم منزل آقا شيخ حسين طهرانى ، مدرس هم بيايد آنجا قطع مطلب بنماييم كه عليه كنترل اقدام عمومى صلاح است يا سكوت ؟ بعد آقا شيخ حسين گفت يك كرور سفارت [ انگليس ] قرار داده تا براى جلوگيرى علما و طعمه به آن‌ها داده شود كه هيجانى ننمايند بيست هزار تومان به جهت حاج شيخ مرتضى آشتيانى كه در مشهد مقيم و به عنوان قرض ، اظهار بىپولى كرده و آقا ميرزا هاشم برادرش ، فقر و استحقاق او را عنوان كرده ، داده شود . ساعت سه از شب سيد عبد الغنى و آقا شيخ حسين به خانه مدرس رفته خبر دهند كه ملاقات شود . من و آقا شيخ محمد على هم بلند شده به‌سمت خانه هامان رفته ، بعد شام خورده ، خوابيدم .

وقت عمل

شنبه 19 ذيقعده . - صبح بعد از چايى آقاى ناظم التجار كرمانى و آقا شيخ حسن خان آمده ، اظهار داشتند كه در خصوص كنترل و تنفر عامه ، عقيدهء شما چيست ؟ گفتم به هر قسمى و قيمتى باشد بايد نمايش عامه داده شود كه مطابق افكار عامه نيست و خموشى و سكوت عموم اجبارى و به واسطه [ حكومت ] نظامى است . بعد اظهار داشتند كه ديروز مدرس آمده بود منزل برهان . حاج ميرزا حسين كرمانشاهى و حاج شيخ محمد حسين استرآبادى و ماها آنجا بوده ، قرار شد كه اقدامى از طرف عموم بر ضد اجراى كنترل بشود . حال ما آمديم كه از شما