مشورت نماييم . گفتم من هم عقيدهام بر اين است كه تاييد مقدمين را به هر قسم است بايد نمود . بعد از مدتى صحبت آنها رفتند .
من هم بيرون آمده ، سوار واگون ، ميدان توپخانه ، بعد راه ماشين . در بين هشترودى را ديده ، اظهار ناخوشى و تب و تألم از كنترل . بعد بازارچه شهاب الملك پياده ، ميرزا عبد المحمد شيرازى ناله از وقوع كنترل و حضور براى هنگامه .
برنامهء عمل
بعد به خانه آقا شيخ حسين طهرانى . مدرس و گيوهفروش و سيد عبد الغنى هم آنجا . مشغول صحبت و خوردن هندوانه شده ، مدرس نتيجه گرفت كه از هيئت اصناف سه نفر و از هيئت تجار سه نفر و از اعتدال دو نفر اينها به انتخاب خودشان معين شده ، آنوقت سه نفر از علما و سه نفر از اعيان را اين چند نفر انتخاب و مجموع مشغول جلوگيرى از كنترل ؛ هرچه مىشود بشود . بالاخره نوشته نوشت به حاج معين بوشهرى كه سه نفر از هيئت تجار بفرستد و گفت شيخ عبد الحسين خرازى را هم مىفرستم كه سه نفر از كسبه و اصناف بفرستد .
دو نفر اعتدال هم خودم عهده مىگيرم . دو نفر ضد تشكيل هم شما . تا عصر چهارشنبه به همديگر خبر دهيم كه روز جمعه تجمع شود . بعد از علما ؛ بهبهانى و حاج آقا جمال را گفت ؛ پسنديدم . خويى را گفت . ما خرقانى را گفتيم . توافق حاصل نشد . بعد ناهار آبگوشت بادنجان سرخ كرده ، ماست ، خربزه ، پنير و سبزى كه تمام مأكول و لذيذ بود خورده ، آنها خوابيده من و گيوهفروش و آقا سيد عبد الغنى بيرون آمده ، آنها بازار ، من گوشت گرفته ، خانه آمدم . همشيره عقب جمال كه ديشب منزل آقا سيد جليل مانده و صبح بيرون آمده ولى تا ناهار خانه نيامده بود بعد چايى خورده ، همشيره رفت .
صحبت كميته در خانه مير موسى خان
صبح آقا شيخ حسين طهرانى نقل كرد كه پريشب در خانه مير موسى خان افراد كميته جمع بودند و بين آنها به مشاجره كشيد . بعضى از افراد مىگفتند كه كابينه اگر بخواهد كه ما طرفدار قوى او بشويم بايد در تحت خيالات ما معاهد شود .
تدين خطابه انشا نمود كه مشعر به لزوم تقويت از كابينه و بيانيه كنترلى او بايد