يادداشتى در اين خصوص نيايد من مسكوت عنه مىگذارم و اگر آمد من لابدم از دولت ايران تقاضا نمايم كه اين چهار نفر بروند . بعد از اين اوضاع جاريه و كنترل خيلى دلتنگى و صحبت شد . ساعت سه بلند شده به خانه آمدم . شام خورده ، خوابيدم .
خطيبين بدتر از خطيب دمشقى
جمعه 18 ذيقعده . - صبح بعد از چايى به خانه آقاى طباطبايى همدانى رفته ، قدرى صحبت ؛ بنا شد غروب و بعد در خيابان اميريه همديگر را ببينيم . بعد بيرون آمده ، سوار واگون ، توپخانه پياده و از آنجا به خانه ميرزا قاسم خان تبريزى رفته ، ديدن نمودم . از حالات مساوات پرسيدم . گفت در برن آلمان مشغول تحصيل و حالش خوب است . بعد از مقدارى صحبت و جمعى در آنجا تلعين وثوق الدوله از بيانيه و از خطيبين بدتر از خطيب دمشقى ، سيد ضياء ، و ملك ، را از مقالات سياسى و حال بهت و حيرت عموم از كنترل مىشوم كه اين روزها شده ، صحبت در مجالس و معابر
تهييج افكار عمومى
بعد بيرون آمده با داشعيسى تا دكان گيوهفروش . من نشسته ، قدرى صحبت .
گيوهفروش گفت ساعتساز جمعيت خود را حوزهحوزه نموده ، در يكى از حوزهها اظهار داشته بود كه به سفارت انگليس عريضه اجماعى نوشته شود كه به قدرى مشغول اقدامات قرارداد براى راحت عموم بشود . بعد گفت شنيدم مدرس هم مشغول اجتماع و نيز انجمن آذربايجان و آقا شيخ ابو طالب تبريزى از قول ممتاز الملك نقل مىكرد كه سفارت آمريك و فرانسه مايل به اينكه اگر ايرانى مايل به كنترل نيست تنفر خود را اظهار نمايد .
بعد بلند شده پياده از توپخانه و مريضخانه به خانه بقاء الملك ، نبود .
ايراندخت را سپردم سلامش برساند . بعد بيرون آمده ، غلامحسين رييس كميسرى شهر نو رسيد . با من آمد به خانه آقا سيد جليل . با آقا سيد جليل قدرى صحبت گلستان و زراعت كرج كه آقا قلى خان رفته و مشغول است نموديم و ديدن مختصرى تجديد شد .