مشغول تحرير . مقارن غروب بيرون آمده ، سوار واگون ، توپخانه پياده به دكان آقا شيخ حسين گيوهفروش برحسب وعده رفتم . جمعيت بود . گفتم صحبت خودتان را وقت ديگر و تعيين وقت را به عهدهء او و آقا سيد عبد الغنى گذاشتم .
بعد به خانه سعاد السلطان رفته ، گفتند منزل نصير السلطان است . آنجا رفته ديدن ورود مشهد و تسليت فوت دبير الملك را به او داده به قدر ساعتى صحبت .
توديع اعليحضرت
يك از شب بلند شده به خانه امير مفخم رفته ، صحبت تشرف به حضور شاه پريروز عصر كه وزرا و اشراف و شاهزادگان براى خداحافظى رفته بودند .
مستوفى بعد از لايحه شهاب الدوله عرض كرده بود كه ما ايرانىها در شاهپرستى امتحان خود را دادهايم . حالا كه تصميم اعليحضرت به حركت است ما عموما دور بودن از زير سايه همايونى را ناگوار مىدانيم و رضايت قلبى براى هيچكس نيست . اما اميدواريم حال كه تصميم شده به سلامتى معاودت و ارمغانى به جهت مملكت آورده باشيد . بعد قدرى با امير مفخم كه كنترل چه بدبختى را تهيه نموده . بعد ساعت دو بلند شده بهسمت خانه آمدم .
قيمت دفاع از قرارداد
در بين راه مرآت و عين الممالك و آقاى انتظام السلطنه و مبشر السلطان در كنار خيابان نشسته بودند صحبتها بود . عين الممالك از زبان خلخالى كه در خانه آقا ميرزا قاسم خان تبريزى ديده بودش گفت كه خلخالى مذكور داشت صدرايى ، پانصد تومان و ملك الشعرا شش صد تومان از نصرت الدوله گرفتند در موقع خداحافظى به فرنگ وثوق الدوله از سيد ضياء خواسته بود كه مثل ملك مقاله اساسى براى تاييد بيانيه كنترل بنويسد . سيد ضياء سى هزار تومان خواسته بود ، وثوق الدوله نداده بود . از اين جهت مساعدت نشده . بعد از مدتى صحبتها و اينكه توليت مشهد را شاه در عوض دعا به گوش خواندن ظهير داده بود . بعد ساعت چهار بلند شده به خانه آمدم . بعد خوابيدم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه 17 ذيقعده . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير . سه به ظهر از خانه بيرون آمده . كاغذها را در صندوق پست انداخته ، بازار حجره حاج محمد آقا