بيرون آمده با آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى صحبت ، از آنجا از دكانى كه آقا تقى فتحيه كشف تلبيس و گنج شايگان كه در برلن جريده كاوه نوشته براى من امانت گذاشته بود گرفته ، دكان حاج محمد آقا تاجر رفته ، صد تومان بابت بقيه قيمت سالور به او داده ، سى و هشت تومان ديگر بيشتر باقى نمانده ، با آقا ميرزا فضل الله خان قرار گذاشتيم فردا به عدليه برويم و قبالهها را بگيريم . بعد بلند شده به خانه حاج امين التجار به ديدن عارف بروم ، نبود . با حاج امين التجار نيم ساعتى صحبت و چايى . بعد بلند شده به خانه آقا ميرزا غفار خان رفته ، صورت بنچاقات كه به امير حشمت داده بودم ، رسيدش را ممهورا كه فرستاده بود به من داد . بعد قدرى صحبت . از آنجا به ديدن آقا ميرزا ابراهيم خان مميززاده رفتم .
صحبت سرمايه سيد محمد مدير را در تحديد ترياك خراسان كه صد هزار تومان از دخل انباردارى آنجا كه به چه قسم قاچاق و فروش آنها را نموده مىكرد و نيز از كثافتكارى دمكرات شعبه تشكيليون آنجا و بودن حاج محمد جعفر ، جزء آنها نقل كرد . تا ساعت دو از شب آنجا بوده ، بعد بيرون آمدم .
گرفتارىهاى ذكاء الملك در پاريس
گيوهفروش و پستخانهاى را ديده ، خيلى مكدر و ملول از مقاله ايران در يوم 14 ديروز در خصوص بيانيه آقاى رييس الاشقيا كه مطابق افكار ملى اين كنترل را نموده . بعد رو به خانه آمده ، در بين راه آقاى وقار السلطنه اورنگ را ديده ، شرحى از گرفتارى ذكاء الملك در پاريس نقل نمود كه نه دولت به آنها چيزى مىدهد و نه ممكن است از اينجا درست چيزى از خودش فرستاده شود . معلوم نيست كه مشاور الممالك برود و خيلى از وضع حاليه دلتنگى مىنمود . بعد خانه آمده آبگوشت خورده ، خوابيدم .
[ امور روزانه ]
چهارشنبه 16 ذيقعده . - صبح بعد از چايى مشغول تحرير بوده ، آقاى حاج شيخ محمد حسين استرآبادى آمده به قدر ساعتى مشغول صحبت شقاوت كارانه وثوق الدوله . قدرى هم از جريدهء گل زرد بيان كرد كه خيلى اين نمره خواندنى است ، چه تقويم و چه اشعارش . بعد يك رساله صلاح امروزه به ايشان داده تشريف بردند . من هم بيرون رفته گلابى و انگور گرفته به خانه آمده ، ناهار با بچهها آبگوشت و انگور و پنير خورده ، بعد خوابيده . بعد بلند شده چاى خورده ،