مىدهيم ، قرار شده منحل شود و ما امروز لازم داريم يك كميته كه او را امامزاده نماييم و تكيهگاه خودمان قرار دهيم ، خاصه اين موقع كه من مىروم به فرنگ و عجالتا غير از دمكراتى ساير احزاب قابل نيستند . حالا بايد شماها مساعدت نماييد و از ضديت با اين دسته و كميته كه خودتان تشكيل نمودهايد دست برداريد و از براى شما هم عوضى خواهيم داد و مذاكره شد كه يك محلى از دهات خالصه كه خيلى نفع داشته باشد با اجاره خيلى كمى كه نفع خوبى برده باشم از ماليه براى من تهيه نمايند . من هم گفتم اين كميته ضد دين مسلك دارند و اگر من ضديت را شخصا كنار بگذارم ، ساير مردم دست نمىكشند ، خيلى صحبت شد . بعد نجات از آن اطاق با چپق چاق كرده وارد و گفت اگر خون هم كرده باشيم بايد بگذريد . نصرت الدوله ، تدين و نجات را با من آشتى دادند و خيلى صحبتها شد . اما من امكان ندارد بگذارم اين كميته نفسى بكشد .
ميل عباس ميرزا سالار لشكر به وزارت جنگ
بعد دعوت سالار لشكر را نقل كرد كه مرا در اين چندروزه دعوت و اظهار داشت كه من سابقه كارم در حكومت كرمانشاه و خدمات برادرم نصرت الدوله در عدليه و اين كابينه و پدرم در جنوب و برادرم محمد ولى ميرزا را بايد در ميان مردم منتشر نمايى و من به طهران كه آمدهام به خيال وزارت جنگ هستم . بايد شما از فرقه و بازار كاغذى به هيئت وزرا نوشته تقاضا نماييد كه سالار لشكر بهترين عناصر است براى وزارت جنگ و جدا مىخواهيم كه او را هيئت دولت وزير جنگ نمايد . آقا ميرزا على اكبر از اين اطلاعات كه بنده ابدا ميل و هوسى به شنيدنش ندارم بيان كرد .
بعد نيم به غروب بيرون آمده ، تفننا به منزل آقاى عين الممالك رفته ، تا يك از شب آنجا بوده از آنجا به خانه مشهدى كاظم امنيه برحسب دعوت رفته ، احمد آقا پسرش هم آنجا بود . تا ساعت سه و نيم از شب مشغول صحبت و چايى و انجير ، هندوانه و گلابى بوده ، بعد شام . بعد از شام هم تا پنج از شب مشغول صحبتهاى شيرين اخلاقى امنيه بوده ، بعد خوابيديم .
[ امور روزانه ]
سهشنبه هشتم ذيقعده . - صبح در خانه امنيه از خواب بيدار ، بعد چايى . امنيه آمد به قدر دو ساعتى مشغول صحبت . بعد بلند شده خانه آمدم . بعد بيرون آمده