ديدار علما با شاه
بعد تفصيل ورود آقايان علما ديروز را به حضور شاه گفت كه به قدر نيم ساعتى بعد از ناهار مشرف شدند . فقط شهاب الدوله لايحه از شاه نسبت به مردم و علما كه از رفتن من به فرنگ همه آسوده و وليعهد مراقب همه امور هست . بعد سيد حسن مدرس و بعضى پلوخورهاى ديگر به عنوان تشكر از مراحم شاه نموده بلند شدند . سپس آقا سيد كمال كه به عنوان اينكه كالسكهام در راه شكسته و به حقه اينكه تنها شاه را ببيند به صاحبقرانيه رسيد و از شاه مجددا اجازه تشريف او را گرفته ، مشرف شد اما غير از دعاگويى اظهارى نكرد .
بعد بصير الدوله رفت ، من هم انگور ، پنير و پياز گرفته ، دو بعد از ظهر خانه رسيده بچهها ناهار خورده بودند . من هم خورده ، خوابيدم . بعد چايى ، بعد قدرى تحرير . دو به غروب بيرون آمده تاريخ مجلس ملى ايران را كه از آقاى مرآت گرفته بودم درب خانه ، به آدمشان رد نمودم . بعد درب دكان ميرزا عباسقلى خان قدرى نشسته آقا ميرزا حاج آقا رسيد . او را نزد پهلوى فرستادم . گفت صبح رفته بودم در اداره نبود . حالا هم مىروم . بعد بلند شده از طرف حوض بزرگ مقارن غروب و خيابان جليلآباد و مريضخانه به دكان سيد جواد كوزهفروش رفته ، آقا ميرزا محمد خان و آقا ميرزا يوسف خان آنجا بودند . آقا ميرزا محمد خان خيلى از حاج خان نامى كه طرف و هدف صدمات و ظلمهاى پهلوى مىگفت شده ، از پهلوى نزد من شكوه و رفع مظلوميت او را از من خواست . گفتم اگر او حقيقتا كثافتكار و چنان كه پهلوى مدعى است من آنوقت از شما سلب اطمينان صداقت خود را مىنمايم و اگر رسيدگى نمودم و ديدم پهلوى افترا مىزده ، از او سلب حسنظن خود را مىنمايم . بالاخره تا يك از شب آنجا نشسته ، از آنجا به خانه امير مفخم . وكيل السلطنه هم آنجا آمد .
علل تعجيل شاه در سفر
صحبتهاى متفرقه و جهت سرعت حركت شاه كه چون قشون متفقين تخليه روسيه را مىنمايند و تا قشون ايطاليا بيايد شايد در آنجا اغتشاشاتى روى دهد ، شاه سرعت در حركت دارد كه بنا بود در 26 ، بعد در 20 بعد در جمعه و شنبه