آمده بود . قدرى تا يك از شب رفته صحبت نموده ، بلند شدم و به خانه مشير اكرم رفته ، او هم به شميران رفته بود و كسى منزل آنها نبود . مراجعت بهسمت خانه .
سخنانى در تاريكى
در بين راه ، درب دكان سيد جواد ، ميرزا يوسف خان نشسته بود . قدرى صحبت ، از آنجا بين خيابان اميريه ، ناصر الدوله ، مرآت الممالك ، انتظام السلطنه ، متين الدوله ، ميرزا سيد عباس خان در تاريكى نشسته صحبت مىكردند ، مرا شناخته ، صدا نمودند . من هم آنجا نشسته صحبت ورود استوكس و شروع به لوازم كنترل و معاونت رييس بانك در مخارج دولتى ، شبيه به كنترل و بعضى مطالب ديگر و جنگل . تا ساعت سه از شب . بعد همگى بلند شده . من و مرآت در آخر باهم قرار شد فردا بعد از ظهر به منزل ايشان ، عين الممالك را هم خبر نمايد . بعد به خانه آمده شام خورده خوابيدم .
[ امور روزانه ]
پنجشنبه سوم ذيقعده . - صبح بعد از چايى از خانه بيرون آمده ، سر واگون آقا شيخ محمد على قزوينى و آقا شيخ نور الدين و ضياء الذاكرين آوازهخوان باهم بودند . به اتفاق ضياء به خانه قزوينى رفتيم . قدرى از شعرهاى پدر اين ملك الشعرا كه در هجو آصف الدوله شيرازى در حكومت خراسان كه ترجيح بند او
« وَ قِنا
ربنا
عَذابَ النَّارِ »
« 1 » بود خوانده ، واقعا خيلى عالى بود . بعد قدرى انگور .
ضياء رفت ، من و قزوينى هم بيرون آمده ، صحبتكنان تا سر خيابان . بعد من رو به خانه آمده ، درب دكان آقا ميرزا عباسقلى خان قدرى نشسته ، ضياء السلطان رسيد . باهم صحبتكنان بهسمت خانه . او به منزلش من هم به خانه آمده ، ناهار خورده خوابيدم .
نظرسنجىهاى وثوق الدوله
بعد از خواب ، چهار به غروب به منزل مرآت الممالك رفته ، گفت شنيدم ديشب امير مفخم و صمصام السلطنه را دولت فرستاده بود دستگير نمايند . صمصام فرار و امير مفخم گرفتار . صبح هم از قزوينى شنيدم كه امير مفخم چهار روز قبل حضور شاه رفته بود و براى فرنگ رفتن به شاه ، عدم صلاح را عرض كرده بود .
هامش
( 1 ) . سوره بقره .