بعد منشىزاده و اسد الله خان كمك فكرى خواسته كه چه بايد براى جلوگيرى از اعمال كريم بنماييم ؟ من گفتم هرچه از دستم برآيد براى رفع شر كريم از سر شماها حاضرم . بعد از دو سه روز منشىزاده اظهار كرد كه عماد الكتاب و ارداقى هرچه نصيحت به كريم كرده بودند ، نشنيده و اثر نكرده .
مجددا كريم به منزل من آمده به عنوانهاى مختلف تقاضاى پول و همراهى با خيالات سوء خود مىكند . حتى حاضر شديم كه وجهى به او بدهيم و اسلحه هايى كه به او داده بوديم كه به فرونت برود از او مطالبه نكنيم ، از ما دست بكشد ، باز دست نمىكشد . من گفتم عقلم قاصر است ، جز آنكه به توسط عماد و ارداقى مگر بتوانيد او را جلوگيرى نماييد . بعد از دو سه روز كريم كه آن روز با عماد به منزل من آمده بود و منزل مرا بلد شده بود به منزل من آمد و شروع به گله از منشىزاده و اسد الله خان نمود . من گفتم شما چرا به منزل من آمديد ؟ به من چه ربطى دارد ؟ گفت چون شما با آنها دوستى داريد ، بايد شما با آنها حرف بزنيد و تكليف مرا معين نماييد . من گفتم كه حاضر براى اين مطالب نيستم و قدرى به او نصيحت كردم و گفتم اين اعمال بد است ، خوب است برويد شغلى براى خود معين نموده ، از آنجا گذران نماييد . گفت عدل الملك را ديدهام ، گفته كه تو را داخل ژاندارمرى مىكنم ولى رفقايم نمىگذارند و الساعه هم خرجى ندارم . من ده تومان به او دادم و گفتم صلاح شما را نمىدانم داخل اين اعمال بشويد و عذر او را به عنوان اينكه بايد اداره بروم خواسته و رفت .
بعد عصر تفصيل آمدن كريم و صحبتهاى با او را به منشىزاده گفتم و خيلى هم متألم بودم كه اين پسره منزل مرا ياد گرفته . منشىزاده گفت من قرار دادم وجهى به او بدهم . قدرى فراهم كردهام ، شما هم قدرى به من قرض بدهيد بلكه از شرّ اين پسره طماع شهوى بىمغز خود را خلاص نمايم . من هم پنجاه تومان به منشىزاده قرض دادم و گفتم به هر قسم است خود را از دست اين پسره آسوده نماييد . پس از چند روز معلوم شد كه عماد و ارداقى هم نتوانستند از كريم جلوگيرى نمايند و راى داده بودند كه بايد اين شخص كشته شود . اسد الله خان كه خود اسباب اين ترتيبات بود به رفقاى كريم دستور داده بود ؛ كريم را زده بودند . پس از زده شدن كريم ، رشيد السلطان و سيد مرتضى ، رفيقان كريم در نظميه جلب و توقيف . اسد الله خان و منشىزاده كوشش براى استخلاص آنها
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1033
مساهمون: سيد محمد كمره اى
ص١٠٣٣