تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى ) — صفحة 1031

مساهمون:

ص١٠٣١
خان سفارت اطريش و بهادر السلطنه قبول كردند كه مكاتيب سفارت عثمانى و اطريش را در دو سال و نيم قبل به فرونت جنگ بفرستند و جواب تحصيل نموده بياورند و قبلا از سفارتين چيزى نگيرند ، مگر بعد از آمدن جواب . آن‌وقت فقط هرچه مخارج قاصد شد بگيرند به جبران اعمال ايرانىهاى طماع پول بگير كه پول از سفارتين مىگرفتند و ابدا كارى صورت نمىدادند و خرج‌تراشى مىكردند و چون براى ابو الفتح‌زاده آن اوقات تهيه وجه و اسلحه براى قاصد سخت بود از من تقاضاى مساعدت نمود و برونينگ « 1 » مرا با سى تومان به واسطه شدت دوستى كه داشتيم خواست . من هم نتوانستم رد نمايم . به توسط منشىزاده براى ابو الفتح‌زاده دادم برد . بعد از چند شبى در منزل منشىزاده بودم ، ابو الفتح‌زاده آمد و خيلى از تضييقاتى كه به او در خصوص ده‌اش از دولتيان شده بود و تعديات و چپاولات اجزاى ماليه به او و نرسيدن حقوق ديوانى چندساله و مطالب ديگر متألم و خيال كرده بود برود منزل وثوق الدوله و اجراى سوء قصدى كه داشت بنمايد . من او را مانع و جلوگيرى نمودم . باز بعد از چند شب ديگر منزل منشىزاده بودم ، ابو الفتح‌زاده هم بود . كريم دواتگر آمد . چون مرا ديد به اشاره رساند كه بگويم اين‌ها گفتند ما از مشكوة مطلبى پنهان نداريم . كريم گفت من با رفقايم چند شب است نتوانستيم قائم مقام الملك را به دست بياوريم و در آن محل شناخته شديم . اسماعيل خان انبار گندم هم شنيده‌ايم كه شقاوت‌كار است . خوب است او را تعقيب نموده ، شكارى كرده ، زودتر برويم . آن‌ها جواب دادند قائم مقام الملك كاركن روس‌ها و مفسدتر است . بايد او را تعقيب نماييد . كريم گفت چون بايد برويم و بىشكار هم خوب نيست اگر قائم مقام به دست نيامد ، اسماعيل خان هم خوب است كه زودتر كارى انجام داده ، برويم . بعد بلند شده كه برود ، منشىزاده و ابو الفتح‌زاده به او گفتند كه همان قائم مقام را تعقيب كنيد . بعد از رفتن كريم ، من با ابو الفتح‌زاده و منشىزاده گفتم اين كارها چيست ؟ گفتند چون كريم و رفقايش واسطه رساندن مكاتيب به فرونت هستند و رفتنى هستند خودشان داوطلب شده‌اند كه كارى كرده ، بروند و قائم‌مقام چون رسما
هامش
( 1 ) . اصل برونيك ؛ نوعى اسلحهء كمرى .